درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٥ - (شرح)
هم چنين ائمه اطهار و اوصياء عليهم السّلام مورد توجه عمومى نبودهاند ولى حافظ دين هستند و آثارى بىشمار از آنان در كتابهاى اسلامى آلاف و الوف روايات باقى است و بديهى است كه علوم اولياء حق تعالى بايد از تعليمات الهى و نيروهاى غيبى بهرهمند باشد بالاخره علوم آنان لدنى و ذاتى و غير اكتسابى مىباشد زيرا افراد عادى لا محاله مورد غلط و اشتباه قرار خواهند گرفت و قواعد اسلامى خارج از طور عقل و فكر بشرى است و فقط از طريق ولايت و نبوت و ارتباط با الهامات غيبى و حجت و روح قدس ميتواند مورد استفاده قرار گيرد و نيروى علمى ذاتى نسبت بنور علمى اكتسابى مانند نور خورشيد است نسبت بساير نورهاى عارضى و افراد عادى كه از تبليغات ربوبى بىبهرهاند هرگز نميتوانند مورد اعتماد بوده متصدى ولايت از جانب حق تعالى بر عموم مردم باشند بلكه علوم اولياء و حجج الهى از تعليمات غيبى و انوار الهى است كه بر قلب نورانى آنان مىتابد و بحقايق اشياء آشنا و آگاه خواهند بود و علوم ساير افراد بشر توأم با جهل است و بطور كلى از طريق كسب و حس هرگز نمىتوان بحقايق و اسرار ملكوتى راه يافت بهمين نظر هرگز نظر آنان بر جامعه تحميل نخواهد شد.
و بر حسب كريمه قُلْ إِنَّما أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يُوحى إِلَيَ خطاب به رسول صادع مبنى بر اينكه به مردم اعلام بنما كه من نيز از نوع بشر مانند ساير افراد هستم ولى يگانه امتيازى كه از ساير افراد دارم آنست كه من مورد موهبت وحى هستم و از اسرار و تعليمات ربوبى بهره وافر و بسزائى دارم و همين يگانه فضل و امتياز موهوبى از مقام كبريائى است كه برسول صادع صلى اللَّه عليه و آله القاء موهبت شده است و كسى جز اوصياء در اين امر شركت و دخالت نخواهد داشت كه از طريق رسول صادع مورد استفاده تعليمات ربوبى و حامل اسرار الهى قرار گرفتهاند.
و نيز بر حسب كريمه وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى مبنى بر اينكه نسبت صدور رمى كه فعل مباشرى است از رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله سلب شده