درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٣١ - (شرح)
وجود صرف كه قوه او غير متناهى است و از نظر شدت و قهر هرگز در اذهان صورتى و يا در اعيان شبه و مانندى نخواهد داشت از اين نظر نميتوان از حريم او تعبير نمود و يا حكايت و يا اشاره نمود نه بطور عقلى و يا حسى و از نظر شدت و قهر كبريائى او و احاطه نور او و غلبه او نور عقل و قوه بصيرت فانى و زايل خواهد بود هم چنين كه كريمه وَ عَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَيِّ الْقَيُّومِ از نظر عظمت و كبريائى همه پديدهها توجه بحريم قدس او مينمايند و تفكر در ذات قدس او سبب حيرت و تعطيل و كلل فكر خواهد شد مانند تابش اشعه خورشيد كه نيروى بينائى ديدگان را زايل خواهد نمود.
و از نظر اينكه در عالم حقيقى و نظام وجود موجود حقيقى بسيط جز ساحت قدس ربوبى نيست و هر موجود ما سواء او هالك و فانى و نابود است و افراد مردم نيز از لحاظ قوه و نيروى تفكر بسيار متفاوت و در باره طاقت شناخت ذات كبريائى عاجز هستند و از معرفت صفات مقام كبريائى نيز عاجز خواهند بود و چنانچه بمعرفت زياده بر فطرت وظيفه داشته باشند سبب تعطيل فكر و هدم زندگى و نظام معيشت آنان خواهد شد بر اين اساس بشر بايد از طريق آيات آفاقى و نظام خلقت در مقام شناخت و معرفت بقدر سعه خود بر آيد و زياده بر آن رخصت ندارد و منع از تكلم در باره ذات قدس كبريائى و صفات واجب او از نظر آنست كه هويت كبريائى و احديت او مجهول الكنه است و عقل و وهم و تفكر بحريم كبريائى او هرگز راه نخواهد يافت چه آنكه ما سواء او هالك و فانى است و سطوت و قهر نور او عوالم را فرا گرفته است.
فقط از طريق آثار و نظام متقن ميتوان باقصى مرتبه يقين و شهود نائل گشت بطورى كه محتاج متوجه بدليل نخواهد بود.
دليل لمّى و مفيد براى اثبات مطلوب از طريق مقومات و مبادى است.
و ديگر دليل انّى كه مفيد علم بوجود شىء است نه از نظر اثبات حقيقت آن