درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٧ - (شرح)
و آفريدگار همه آنها بوده است ولى در باره صفت الآخر شرح آن را بيان فرمائيد كه چگونه آخر است.
امام عليه السلام در مقام بيان اينكه سبقت ذاتى ساحت كبريائى چگونه است و سبقت زمانى نيست كه در اثر آن تفسير بآخر او از موجودات مورد اشهاد قرار گيرد بلكه سبقت وجودى او سبقت ذاتى ازلى و ابدى است و سنخ ديگر از سبقت زمانى است و چنان كه اوليت ساحت كبريائى فهميده شود آخريت او هم آشكار خواهد شد.
زيرا اوليت مقام كبريائى در اثر ازليت و ابديت كبريائى او است بر اين اساس مقام قدس او اول است در ازل كه عين او آخر است در ازل و نسبت ازل بعالم طبع و امكان نسبت احاطه است به نقطه مفروضه و منزه است از تحول و تبدل و هر گونه امرى كه از لوازم طبع و عالم خلق است او خالق همه گونه تحولات و حوادث است و هرگز معرض حوادث قرار نخواهد گرفت.
و اما شرح اوليت موجودات به لحاظ آغاز حدوث آنها و پيدايش آنها است و آخريت آنها به لحاظ اينكه معرض عوارض و حوادث قرار گرفته و پس از پيمودن مدت زندگى پايان زندگى آنها بنام آخريت آنها خواهد بود.
مثلا بشر معرض عوالمى است از عوالم الست و اصلاب و ارحام و نوزادگى و كودكى و جوانى و كهولت و فرسودگى و شيخوخيت بلحاظ اين حوادث هر فردى از بشر داراى وجود اولى خواهد بود كه نوزادگى او معرفى مىشود و سپس دوره كودكى و سپس جوانى و سپس كهولت و سپس شيخوخيت و فرسودگى كه بنام آخر دوره زندگى او خواهد بود پس معناى اول و آخر در باره موجودات مادى و طبيعى به لحاظ زمان و جريان زندگى هر فردى است كه داراى اول و آغاز و وسط و نهايت و آخر و پايان زندگى خواهد بود و هيچ موجودى از مخلوقات هرگز بدون صفت اوليت و آخريت نخواهد بود.