درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٣٤ - (الحديث الرابع)
ارتباط با نيروى غيبى و از اشراق عالم ملكوت است مشاهده نمايد.
قوام عالم برزخ بر همين حقيقت استوار خواهد بود و غرض شرح اين حقيقت است كه در عالم برزخ چگونه وجود مثالى و خيالى و سرائر خلقى بطور تمثل ظهور خواهد نمود و بطور دائم و ذاتى و غير قابل تحول خواهد بود و روح نورانى اهل ايمان چگونه فضاى محدود قبر را صحنهاى بىپايان بشعاع قدرت و نورانى خود از فضاء آزاد و نعمتهاى گوناگون زياده بر تصور و دوستان و همنشين با كمال صفاء مأنوس باشند و در عين حال آنچنان شيفته رضوان ساحت كبريائى بوده كه توجه بغير حريم كبريائى او لحظهاى براى آنان ميسر نخواهد بود و اين خصوصيات از جمله ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً استفاده مىشود.
عالم طبع شهود محدود و نيز عالم غيب بينهايت است يعنى فقط مثلا عمل خارجى بصورت آن مورد شهود قرار ميگيرد و محال است سيرت عمل و شئون ذاتى و فاعلى آن مورد شهود قرار بگيرد كه آن عمل بر حسب هيئت عبادى است و بچه منظور است ولى عالم برزخ و عالم قيامت عالم شهود است و آنچه از سيرت عمل و يا سيرت فاعل در دنيا پنهان است در عالم شهود مورد ظهور و آشكار خواهد شد.
بالاخره عالم برزخ و نشئه قيامت از يك مقوله هستند و تفاوت آن دو بشدت و ضعف است و اساس سعادت و مقامات و فضايل انسانى بر اساس شهود سيرت انسانى و ظهور صلاح عمل و خلق است از اين نظر از درون و روح انسان سرچشمه ميگيرد با ارتباط با نيروى غيبى و سعادت اهل ايمان در عالم برزخ در اثر نور ايمان و نيروى تقوى و فضيلت خلقى است كه بطور شهود همه آنها را در خود و در كمون خود مىيابد و همه اعمال قلبى و خاطرات روانى و حركات ارادى او در دوره زندگى او براى روح اهل ايمان متمثل مىشود و از نظر قدرت روح در ايجاد وجود مثالى در اثر اينكه ارتباط با نيروى غيبى دارد كه در خاطر افاضه مىشود و همه حوادث