درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١١٩ - قوله إنه كان ظلوما جهولا
جوارح است و پيروى قوه عاقله در اثر ضعف انديشههاى بىپايه قوه واهمه را ناگزير خواهد پذيرفت و اساس انحرافات و تخلفات در اثر پيروى از قوه واهمه است مرحوم فيض قده در كتاب وافى از كافى شريف نقل نموده گويد امام جعفر صادق (ع) ميفرمود
(المؤمن اخو المؤمن كالجسد الواحد ان اشتكى شيئا منه وجد ألم ذلك في ساير جسده و ارواحهما من روح واحدة و ان روح المؤمن لاشد اتصالا بروح اللَّه من اتصال شعاع الشمس بها.)
و مرحوم فيض قدس سره فرمود اين ارتباط در اثر آنست كه شخص مؤمن محبوب ساحت كبريائى است طبق كريمه يُحِبُّهُمْ وَ يُحِبُّونَهُ و من احبه اللَّه تعالى كان سمعه و بصره و يده و رجله از طريق نيروى غيبى مىشنود و مىبيند و ضرر خود را دفع مينمايد و بسوى مقصد ميرود وجه اتصالى زياده بر اين تصور ميرود مؤلف گويد استفاده مىشود كه ارواح اهل ايمان از نظر تشريف از مقام كبريائى منبعث ميشوند مانند اشعه خورشيد كه هر لحظه در اثر تابش روح تازه دميده مىشود و گفته شده مراد آنست كه ارواح كينونت سابقه داشتهاند و مراد همان عالم امر و عقول طوليه است و همه طبقات و درجات ارواح سلسله بشر كينونت داشته و در عوالم سابق از جمله عالم ألست هر يك در علم ازلى امتيازاتى داشته و مورد خطاب قرار گرفته است و عبارت از صفاء و نورانيت و خوديابى است كه لازم ذاتى هر مجرد است.
گفته شده نظر باينكه هر لحظه اجزاء درونى بدن عنصرى مادى در معرض تغيير و زوال و تحول قرار ميگيرد از اين نظر بدن كودك يا جوان كاملا تغيير يافته و هيچ يك از اجزاء بدن باقى عينا باقى نمانده مع ذلك از نظر وحدت حقيقى روح و نفس انسانى همان شخص عينا باقى خواهد بود و شخص كه در جوانى جنايتى مرتكب شده در دوره پيرى كه همه اعضاء بدن او تغيير يافته بطور قطع همان شخص جنايتكار خواهد بود و اين از نظر آنست كه حقيقت انسانى قائم بشخص شخيص روح و نفس