درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٩٦ - نفوس بشر در اصلاب
ببدن عنصرى دميده مىشود كمال احاطه و تدبير را خواهد داشت و بكار خواهد گرفت در حقيقت بدن عنصرى جنبه مادى است و در حيطه تدبيرى روح كه بآن دميده شده بسير و سلوك و تحول خود ادامه ميدهد بدن عنصرى مادى است و روح و روان مجرد بر اعضاء احاطه تدبيرى و تعلق خواهد داشت.
بهمين قياس هنگامى كه در صلب پدر ماده تناسلى در دوره جوانى رو باستكمال و رشد ميگذارد در حقيقت ماده تناسلى تحت حيطه و تدبير روان همان فرزند خواهد دوره ماده تناسلى را پيمود يعنى ماده تناسلى در صلب پدر تحت تدبير غيبى روح همان فرد از بشر بنام فرزند رو بر شد خواهد گذارد همان طور كه جنين در حيطه تدبيرى روح بدنيا انتقال خواهد يافت و بحركت و استكمال خواهد گذارد بهمين قياس در دوره حامل صلب كه دوره استكمال ماده تناسلى است، ماده تناسلى در حيطه تدبير همان روح و روان كه اختصاص بهمان فرزند دارد خواهد بود.
٥- نفوس بشرى در عين حال و تجرد در هر يك از عوالم و نشئاتى دارد طريق كمال مىيابد و در حال صلب پدر ماده تناسلى در حيطه تدبير غيبى بتربيت ميرسد و رشد مىنمايد همان طور كه جنين و بدن عنصرى در حيطه تدبير روح و روان زياده تعلق خواهد داشت تدبير روح و روان نسبت بماده تناسلى در دوره جوانى مثلا نمونهاى از تدبير روح نسبت بجنين است نهايت حيطه و تدبير روح نسبت به جنين واضح و آشكار است و تا آخر عمر ادامه مىيابد ولى در تدبير ماده تناسلى كه از شئون و اجزاء بدن حامل بطور مرموز خواهد بود ميتوان گفت كه روح و روان طفل و فرزند پدر و ماده تناسلى است كه در بدن عنصرى پدر و حامل صلب در سير و تكامل خواهد بود.
٦- از نظر تجرد ذاتى و حقيقى نفوس بشرى هرگز جنبه ماديت و جسمانيت نخواهد يافت يعنى جزء ماده تناسلى كه در صلب پدر بتدريج بوجود مىآيد نخواهد بود