درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٦١ - نفس روحانيت تعلقى است
است و حق تعالى صورت روحانيت بآن پوشانيده آن را بصورت روح درمىآورد كه خلق ديگر و مغاير با جنين خواهد بود و حقيقت و صورت جنين همان روح خواهد بود و نتيجه آنست كه جنين يعنى اعضاء و جوارح بدن انسانى در دوره زندگى بمنزله قواى عمل است و روح بمنزله نيروى تدبيركننده است و همه اعضاء و جوارح در مقابل روح انقياد محض خواهند داشت.
بالاخره انسان در حقيقت همان نيروى روح است و اعضاء و جوارح قواى عمل و خدمتگزار روح خواهند بود و دوره تكامل جنين كه در ظرف چند ماه صورت ميگيرد و اعضاء و جوارح بدن بمشيت حق تعالى بيكديگر مىپيوندند و جنين و اعضاء آن بيكديگر پيوسته تحقق مىپذيرد آنگاه روح كه بآن جنين اضافه مىشود و بر آن احاطه مىيابد در حقيقت در آن هنگام جنين صورت ميگيرد و روحانيت و حالت ادراكى و شعورى كه كمال جنين است مىيابد و آماده مىشود كه از درون مادر خارج شده بحركت درآيد و روح نيروى و تدبير خود را بكار ببرد و از طريق اعضاء و جوارح بسير و به تعالى خود ادامه دهد و هر لحظه در اثر استفاده از حقايق و اسرار آفرينش بر قدرت روح و بر تجرد خود بيفزايد و از طرفى هر يك از اعضاء و جوارح در هر لحظه رو بتحول خواهند گذارد ولى آنچه ثابت و مستقر است همان روح و نيروى عاقل و تعقل است كه حقيقت انسانى خواهد بود.
با توجه باين نكته هر يك از نفوس بشرى در آن نشئه و بر حسب آن نظام ظلى هر يك بخصوصه مقدراتى داشته كه جز ساحت كبريائى بامتياز و مقدرات هر يك از نفوس در آن نشئه احاطه نخواهد داشت كه هر يك از نفوس بكدام از جنين تعلق خواهد يافت.
و نيز با توجه باينكه بفرض محال چنانچه بعض از نفوس بشرى بمرحله تعلق به جنين و تنزل به عالم طبع بىبهره گردد جنبه بقاء و ابديت نخواهد