درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٥٦ - نفس روحانيت تعلقى است
كه شعاعى از حريم قدس است به جنين موهبت ميفرمايد.
و نفوس بشرى و حيات ذاتى آنها قياس شود بنفوس قدسيه انبياء و رسولان كه بطور حتم در عوالم سابق بوده در همه موجودات سبقت وجودى داشتهاند چه در پيشگاه قدس ربوبى از نظر شرافت و فضيلت ذاتى و وجودى آنها كه وسائط جهان خلقت هستند و در عوالم سابق و در اين جهان آثار و نورانيت داشته كه زياده بر تصور است و اختلاف نفوس بشرى فقط از نظر شدت و ضعف است و در حقيقت يكى از مقولات و يك سنخ هستند نفوس قدسيه رسولان و اوصياء عليهم السّلام در اثر قدس و فضيلت ذاتى نورانيت داشته و دارند ولى در حقيقت از مقوله بشرند و اقصى درجه كمال امكانى هستند ولى نفوس ساير سلسله بشر كه همان حقيقت هستند ولى بوصف تيرگى و ظلمانى همان نفوس بشرى كه در پرتو پاسخ رسولان آن نفوس بشرى بخطاب كبريائى پاسخ مثبت دادهاند.
بالاخره از لحاظ اينكه نفوس بشرى هستند در عوالم سابق در ظل و پرتو نفوس قدسيه رسولان بودهاند و فرقى ميان نفوس قدسيه و نفوس بشرى عادى از اين جهت نخواهد بود و همان طور كه نفوس قدسيه بطور حتم در عوالم سابق بودهاند نفوس سلسله بشرى هم در ظل آنها بوده در همان عوالم و نشئات بودهاند.
با اين بيان چگونه ميتوان گفت كه نفوس بشرى هنگام تعلق به جنين نيروى نباتى بوده و بالاخره جسمانية الحدوث است و سپس در اثر سير تكاملى بمرتبه تجرد ميرسد و بروحانية البقاء خواهد نائل شد بلكه بقياس رسولان و اولياء نفوس بشرى هنگام تعلق به جنين روحانيت داشتهاند نهايت بسيار ضعيف و هيولى كه فاقد ادراك بوده جز خودشناسى و خداشناسى و در اثر تعلق به جنين سهمى از وجود بهرهمند خواهد شد بمنظور اينكه بسير و حركت تكاملى خود ادامه دهند و وجود تعلقى جزء و سير تكاملى آن است.
و نيز با توجه بآيه كريمه ثُمَّ أَنْشَأْناهُ خَلْقاً آخَرَ كه پس از تنظيم