درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٤٤٣ - قوله ثم الهداة من بعده على ثم الاوصياء واحد بعد واحد
گشت و تا سال دويست و شصت كه سال رحلت حضرت امام عسكرى عليه السّلام است محول بحضرت بقية اللَّه الاعظم ارواحنا فداه گشت كه قريب هفتاد و سه سال زمان غيبت صغرى از طريق نواب اربعه بپاسخ مردم و به سؤالها كه از مقام بقية اللَّه مىشد اكتفاء و برگزار مىشد.
و بر حسب سنن سنيه و آيه كريمه وَ إِنْ مِنْ أُمَّةٍ إِلَّا خَلا فِيها نَذِيرٌ هرگز لحظهاى اجتماعات بشرى بدون داعى بحق نبوده است و از طريق اوصياء رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله نيز منحصر بدوازده وجود شريف بوده و از نظر اوصافى كه بطور موهبت حق تعالى بهر يك از آنان نصيب فرموده و از طرفى قيام باداء وظائف و نشر معارف و احكام الهى و حفظ حدود معارف و احكام نيز امر بسيار مشكل بوده هم چنان كه تاريخ زندگى هر يك از اوصياء طاهرين عليهم السّلام صريحا حاكى است كه هيچ يك از رسولان و انبياء اين چنين مخاطراتى در عصر خود نداشتهاند و قياس اوصياء بساير رسولان و انبياء قياس خورشيد با ساير ستارگان است از اين نظر در نهايت شذوذ و ندرت است و نور درخشان حضرت بقية اللَّه الاعظم عجل اللَّه تعالى فرجه الشريف تا پايان جهان عوالم امكانى را فرا خواهد گرفت.
در عصر رسالت رسول صلى اللَّه عليه و آله نيز اكتفاء بنزول آيات قرآنى بطور تدريج شده بود و دانشجويان نيز فقط مىتوانستند آيات قرآنى را هنگام نزول از صادع اسلام بشنوند و آيات را ضبط نموده و يا حفظ نمايند و اقتضاء زياده قرآن را نداشتهاند.
از اين نظر احدى از دانشجويان و مسلمانان صلاحيت نظارت بر مكتب قرآن را نداشتهاند فقط وصى رسول صادع صلى اللَّه عليه و آله كه هر چه را از مقام ربوبى و تعليمات غيبى استفاده نموده عينا بعلى بن ابى طالب عليه السّلام تعليم مىنمود و گفته شد از نظر صلاحيت على بن ابى طالب براى استفاده و قبول مطالب و فهم حقايق كه باو آموخته مىشد احدى جز على بن ابى طالب عليه السّلام قابليت نداشت كه واجد مقام