درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٣ - (شرح)
كه پس از تصور شىء و تصديق بصلاح آن انسان بر حسب طبع حالت اراده و خواستن در او حادث مىشود و لا محاله در موردى است كه ساير شرايط امكانى آن آماده باشد از اين نظر اراده كه لازم علم بصلاح است لا محاله مستلزم حركت جوارحى بوده و منتهى بصدور عمل و تحقق خواسته خواهد شد.
و در مورد ساحت كبريائى نظر به اينكه فياض على الاطلاق است لازم اين صفت وجودى واجب الوجود آنست كه بطور وجوب فيوضات او نيز عوالم امكانى را فرا بگيرد و كمالات و صفات وجوبى او را صحنه عوالم امكان ارائه دهد، يعنى عوالم امكانى نيز مظاهر نازلى از صفات كبريائى باشد.
بعبارت ديگر نظر به اينكه ساحت قدس ربوبى علم بذات كبريائى دارد و نيز رضا و ابتهاج به ذات قدس ربوبى دارد لا محاله رضا به آثار و فيوضات خود نيز در عوالم امكانى خواهد داشت لازم علم بذات كبريائى و رضا بذات قدس لا محاله علم و رضا به آثار و افعال و افاضه بعالم امكانى خواهد بود و همچنان كه ذات قدس ربوبى قائم بذات كبريائى است لازم آنست كه نيز صفت قيوميت نسبت به آثار صفات و كمالات وجودى خود خواهد داشت و اراده افاضه به آثار در عوالم امكانى همانا افاضه وجود منبسط اطلاقى است بطور وجود كه عوالم را فرا گرفته است و وجود اطلاقى فيض وجود است كه از حريم كبريائى منبعث مىشود و نظر باينكه فيضى كه منبعث از حريم قدس است از موجود قائم بذات ازلى صادر شده است.
لا محاله فيض منبعث از او نيز ابدى خواهد بود، از نظر اينكه عوالم امكانى صفات كمال وجودى حريم كبريائى را بطور كامل ارائه ميدهد از جمله آنها حسن تدبير نظام امكانى است كه شاهد و طبق نظام صفات وجودى ربوبى خواهد بود و از جمله آنها فعل و اثر او بايد ابدى باشد و گر نه نقص و امكان در فعل و اثر قدس ربوبى خواهد بود.