درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٨٠ - قال قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه قال فقال تعالى الله انما يعقل ما كان بصفة المخلوق و ليس الله كذلك
كلى است و علم و احاطه شهودى او از مبصرات و از خارج و حوادث حاصل مىشود و آنچه را كه مردم از افعال اختيارى مرتكب شوند و از طريق تصور و تصديق و تعقل درك كنند و احاطه بيابند حق سبحانه بر آنها بصيرت و احاطه علمى خواهد داشت.
امام عليهم السّلام فرمود ساحت قدس ربوبى منزه است از نقص و اينكه علم او از خارج و آنچه بشر بجا آورند و يا از مبادى تصورى و تصديقى تعقل نمايند و بفهمند آنگاه حق سبحانه بر آنها احاطه بيابد زيرا لازم فاسد اين قول آنست كه علم ساحت قدس ربوبى عارضى و زائد و حاصل از خارج باشد و لازم آن نيز آنست كه ساحت قدس ربوبى عالم نباشد جز از خارج و منشأ علم نيز كثرات قضاياى نامتناهى باشد و كثرت صورتهاى علمى نقص و محال است.
و تعقل و فهم بشرى در اثر مبادى تصورى و تصديقى است و اين صفت علم بشرى است كه بر اساس نقص و امكان است و نيز بر اساس نيروى شنيدنى و شنوائى از خارج است و پس از تصور و تصديق قضيه و جزم بر آن به مرتبه تعقل ميرسد بالاخره بر اساس رفع نقص ادراك است كه مراتب بسيار دارد چنان كه گروهى پنداشتهاند كه علم حق تعالى عبارت از صورتهاى عقليه است كه حاصل در ذات قدس ربوبيست.
اين قول بجهاتى فاسد است زيرا صفت علم بشرى اين چنين است كه از مبادى ظاهرى و درونى علم حاصل مىشود بصورت قضيه جزئيه و مورد تعقل قرار ميگيرد و چنانچه علم و احاطه حريم كبريائى از آنچه بشر تعقل نموده فهميدهاند كه مفاد جمله
(انه بصير على ما يعقلونه)
لازم آنست كه ساحت قدس كبريائى علم و احاطه او از خارج تحقق بيابد. بالاخره تعقل فعليت مراتب ادراك است و ساحت قدس كبريائى از اين چنين نقص و پنداشت منزه و مبرّى است.
بلكه از نظر بساطت حقيقى علم كبريائى بر شئون موجودات و خصوصيات