درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٧ - قوله صمد
است در ذات كبريائى خود و او احدى المعنى است، يعنى در ذات قدس ربوبى او در اثر كثرت صفات وجودى او كثرت و تركيبى از اجزاء و اختلاف نخواهد بود بلكه همه صفات وجودى او عين ذات كبريائى او است و تركيب و جزء در او فرض باطل است نه در عين و نه در جهات.
و نيز بر حسب وجود عقلى و نيز بر حسب تحليل ذهنى تركيب در او راه ندارد بلكه وجود او نهايت لطيف است و صفات وجودى او موجود بوجود ذات و علم او هستند، يعنى علم و قدرت و حيات علمى ذات كبريائى او است و هر يك از صفات او فرض شود عين صفت ديگرى است و اوحى و قادر و عالم است در صورتى كه حيات و قدرت و علم عين ذات كبريائى او است.
قوله صمد
: صفت مشبهه ضد اجوف كه بمعناى مخلوق است، وجود آن عارضى است يعنى وجود آن آميخته به امر عدمى است كه جهت فقر و حاجت آنست و عارى از امكان و قوه استعداديه نيست و امر عدمى نسبى است، بخود قوام ندارد، بلكه محتاج است بمقوم و صورت كه آن را بپايدارد، مثلا فرد انسان حصهاى از انسانيت موجود است ولى آميخته بماده حيوانيت و جسم و نباتى آن كه همه قائم به آن صورت هستند.
بالاخره هر صورت جسمانى توأم با ماده عدمى است كه در اثر آن ماده قبول هر گونه تحول را دارد و آن امر عدمى خالى است از هر صفت، فقط اقتضاء قبول صورت دارد و نيز مركب از قوه و فعل خواهد بود، يعنى از ماده مبهم و صورت فعليت آن و ماده قابل آنست و چنانچه صورت مجرد از ماده باشد، قابل تحول و تبدل نبوده، ثابت خواهد بود، از نظر اينكه آميخته به امر عدمى نيست.
از اين بيان مفاد صمد نيز استفاده شد باينكه ساحت قدس ربوبى محض وجود و بساطت و شائبه نقص و امكان در حريم او نبوده واحد و يكتائى است،