درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٧٠ - قوله و حقيقة ربوبيته
ايجاد و آفرينش او بمنظور فائدهاى باشد كه نياز و حاجت خود را رفع نمايد بلكه ذات قدس ربوبى غنى و مبدأ هر موجود و نيز منتهى سير و غايت و مقصد هر موجودى است.
قوله: خلق ما شاء كيف شاء، متوحدا بذلك لاظهار حكمته و حقيقة ربوبيته
: خلق و آفرينش او از نظر مشيت قاهر او بوده كه هر چه را بخواهد صالح و شايسته بوده و بدون حاجت به امرى و يا قيدى و به مجرد اراده و صدور مشيت آن را آفريده است و در فعل و ايجاد خود متوحد بوده، يعنى هيچ گونه شباهت به افعال بشر نداشته و نه واسطهاى در ميان بوده و نه غرضى او را تشويق نموده كه اقدام به خلق و آفرينش جهان نمايد، فقط محبت بذات كبريائى خود كه آثار و اشعهاى از حريم قدس بعالم امكان بتابد و نظام جهان تا ابد پايدار بماند و شاهد بر كمال وجودى واجب الوجود است و اينكه واجد صفات وجودى بطور واجب ميباشد و به يكتائى و بىهمتائى او همه موجودات گواهى دهند كه در عالم وجود ذات قدس ربوبى او و هم چنين صفات كبريائى او و نيز افعال و آثار او يگانه و بىهمتا و بدون شريك است و سبب و يا مثل و يا مانند در هيچ جهت نخواهد داشت و هر چه را بيافريند عين صلاح و حكمت است.
قوله: و حقيقة ربوبيته
: لازم خلق و آفرينش او اظهار مقام ربوبيت و حقيقت فيض كامل است كه عوالم امكانى را فرا بگيرد و نيز اظهار عظمت و قدرت نامتناهى خود زيرا مقام كبريائى او نور حقيقى و نور الانوار است و از حريم او نور و حكمت و فضيلت منبعث مىشود و همه موجودات به اراده و قهر او پديد آمدهاند و تا ابد نيز نظام جهان امكانى پايدار خواهد ماند زيرا عالم امكانى ظل و اثر و فيض حق تعالى است و از نظر صفات كبريائى تام و تمام و فوق آنست و ظل و سايه نور دائم نيز