درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٦٩ - قوله ابتدأ بقدرته و حكمته، لا من شىء فيبطل الاختراع
الحمد للَّه فاطر الاشياء انشاءا
: سپاس آفريدگارى را كه از كتم عدم و از لا شىء موجودات جهان را آفريد بطورى كه صفت خلق و آفرينش اختصاص به ساحت قدس ربوبى دارد و از حريم قدس او منبعث شدهاند بدون اينكه چيزى وساطت داشته باشد و يا اسبابى و وسائلى باشد كه آنها را بكار ببرد، مانند بناى ساختمان كه از مصانعى مانند آجر و آهن تشكيل مىشود و يا نيروئى در باره انتظام امور جهان بكار رفته باشد.
بالاخره مادهاى را تركيب ننموده كه اختراع به آن گفته نشود و صورتى به آن افزوده باشد بلكه ماده و صورت هر جسمى نيز حد وجودى آنست و نيز از نظر قاهريت و كمال قدرت او كه نظام خلقت جهان بهترين دليل است باينكه ساحت ربوبى در باره خلقت جهان نهايت حكمت و صلاح بر آن مترتب است و زياده بر آن تصور نميرود.
قوله: ابتدأ بقدرته و حكمته، لا من شىء فيبطل الاختراع
: جهان كه بينهايت است از نظر اينكه هرگز جوانب آن مورد احاطه بشر قرار نگرفته است شاهد بر اتقان تدبير و حكمت بوده و اينكه از حريم قدس ربوبى همه اشياء و موجودات منبعث شده است و در باره فعل و خلق غايت و فائدهاى در نظر نداشته كه نقص عمل و خلق خود را تكميل نمايد.
بالاخره فائده و غرضى از خلقت جهان نداشته است، زيرا هر فاعل مختار آغاز فائدهاى در روان او خلجان مىنمايد كه از آن عمل فائدهاى عايد او گردد و نقص ذاتى و نياز وجودى خود را ترميم نمايد و صدور فعل از بشر بدون غرض از فعل و عمل سفهى خواهد بود و اين در اثر حاجت ذاتى است كه بشر دارد كه پيوسته در صدد رفع احتياجات خود بوده، بدين نظر اقدام بعمل مىنمايد و ساحت ربوبى از نظر كمال وجودى و وجوب وجودى اجل و اعلى از آنست كه