درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٣٢٧ - (شرح)
امام فرمود ساحت كبريائى آنچنان غائب و بىنظير و بىمانند است كه هيچ صورت مجردى از ارواح قدسيه و عقول و نفوس باو شباهت نداشته هم چنين صورتى از ماديات و اجسام طبيعى شبيه و مانند نداشته و هرگز امكان ندارد كه بحس ظاهرى و يا درونى مورد ادراك قرار بگيرد و بر حريم قدس او موجودى احاطه بيابد و يا عقل بر او راه بيابد و نمىتوان مثالى براى او فرض نمود و نيز نمىتوان او را قياس بموجودى نمود زيرا قياس عبارت از پنداشت آن است كه مانند داشته باشد و اين امر اختصاص به بشر دارد و فرشتگان مقرب منزه از نيروى تفكر و انديشه و قياس است و مقام آنان بالاتر از تصور و تصديق و تعقل و تفكر است هم چنان كه قوام علوم و روحى بشر بر آن قوا استوار خواهد بود.
بالاخره ساحت قدس ربوبى منزه از آنست كه موجودات مجرد و عالم امر و يا از موجودات عالم خلق شبيه داشته باشد هم چنان كه امام عليه السلام فرمود ساحت ربوبى را از طريق قدس ساحت كبريائى او شناخته نه از طريق ديگرى زيرا كه ظاهرتر از هر موجود است بلكه از معرفت كبريائى او موجودات و مخلوقات و آثار او را مىشناسم هم چنان كه در كريمه وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ چنانچه اى رسول گرامى صلى اللَّه عليه و آله اگر بندگان از آفريدگار خود پرسش نمايند پاسخ بگو كه او قريب و احاطه بهمه مخلوقات و موجودات دارد و چيزى كه بهرهاى از هستى دارد از حيطه علم و شهود و قيمومت او خارج نخواهد بود.
و نيز آيه كريمه وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى اى رسول گرامى هنگامى كه اندك از ريگهاى بيابان را بسوى آنان و بچهره كفار قريش افشاندى آن را آفريدگارت افشانده است زيرا وجود رسول صادع و نيروى او همه پرتوى از فيوضات حق تعالى است كه باو ارزانى فرموده است و از نظر عظمت افشاندن و كثرت آثار آن ساحت ربوبى آن را بساحت قدس خود استناد داده است و مباشرت رسول را نفى فرموده است.