درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧٦ - تفسير الواحد القهار
استفاده مىشود از اين قاعده باينكه موجودات عالم طبع و مواد و صورتهاى آنها توسط نيروى و حرارتى كه از خورشيد كه عامل طبيعى است كه حق تعالى آن را مسخّر نموده كه از طريق اشعّه و افشاندن نيروى نور و حرارت موجودات مادّى را بانضمام نيروى غيبى نيرو بخشد و بحركت درآورد و بسوى كمال سوق دهد.
بهمين قياس نفوس بشرى كه در اثر ارتباط با نيروى غيبى و نور قاهر عقلى كه حامل و حافظ و ممسك روح و نفوس بشرى است و بوسايطى منتهى بنور الانوار و قاهر على الاطلاق مىشود و عبارت از نور عظمت حريم كبريائى است كه قاهر و فوق همه موجودات است و همه اين انوار و نيروهاى غيبى اثرى است از قاهريت حريم قدس ربوبى در نتيجه اينكه حامل همه موجودات و عوالم و حافظ شئون وجودى آنها همانا نور عظمت حريم كبريائى است و قطع نظر از اين نيروى غيبى هيچ فردى قدرت دفع ضروريا جلب نفع و يا فرار از خطا و يا نيل بخواسته خود نخواهد داشت هم چنان كه موجودات مادّى و طبيعى بدون تابش نور و حرارت عارضى از خورشيد بانضمام نيروى غيبى هرگز نميتواند صورت و شئون وجودى خود را حفظ نمايند.
و آيه كريمه إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا وَ لَئِنْ زالَتا إِنْ أَمْسَكَهُما مِنْ أَحَدٍ مِنْ بَعْدِهِ ناظر باين حقيقت است.
حق تعالى است كه با نيروى غيبى كرات بيكران و زمين پهناور را بپا داشته و هرگز از مدار خود خارج نشده و هر نيرو كه بكار رود و تأثير نمايد و جزء عوامل طبيعى باشد همه ظهورى از قدرت قاهره حريم قدس است كه حافظ و حامل حفظ نظام عالم است و هر موجودى را حق تعالى بپا داشته است از نظر اينكه همه وسايط چه وسايط مادى و عوامل طبيعى و چه وسائط معنوى و نيروهاى