درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٧٤ - تفسير الواحد القهار
و همه موجودات مادى تأثير نمود همه را در حركت در آورد و رو بتكامل نهادهاند بطور محسوس چنانچه لحظهاى خورشيد از نور افشانى خوددارى نمايد جهان طبع و موجودات در اين زمين بنابودى خواهد كشيد بهمين قياس همه انوار و نيروهاى ادراكى و حسى و عقلانى و خيالى بشر عبارت از اشعهاى است كه از منبع فيوضات و نور عقلى كه بالاخره بوسايط زياده بر تصور از حريم كبريائى منبعث مىشود و گر نه قطع نظر از ارتباط نورها و نيروهاى ادراكى و عقلانى افراد بشر چنانچه ارتباط با نور حقيقى نداشته باشد هرگز ادراكات و تعقلات صورت نخواهد گرفت.
آيات كريمه إِنَّ اللَّهَ يُمْسِكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ أَنْ تَزُولا و روايات (لكل محمول يحمله اللَّه بنوره و عظمته و قدرته لا يستطيع لنفسه نفعا و لا ضرا و لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً) ناظر باين حقيقت نور و فيض اطلاقى است كه از حريم كبريائى بعقول و نفوس بشرى افاضه مىشود و عبارت از نيروى ادراكات و القائات و الهاماتى است كه از منبع فيوضات بهر يك از نفوس و عقول بشرى القاء مىشود و از نظر اينكه عوالم متطابق است هم چنان كه در عالم طبيعت بطور محسوس همه حركات و سير و تكامل موجودات طبيعى بر افاضه و اشعه خورشيد استوار است.
بهمين قياس همه ادراكات و افكار و تعقلات بشرى بر اساس ارتباط نور حقيقى و الهامات غيبى است كه بر بشر هر لحظه افاضه مىشود و همه اين دلايل شاهد كريمه (الْواحِدُ الْقَهَّارُ) است كه وحدت قاهره حقيقى عوالم را از قدسيان و عقول و ارواح و عالم طبيعت همه را تدبير مىنمايد هر يك را از طريق متناسب آن عالم و بالاخره حافظ و حامل و مدبر حقيقى عوالم قدس و مجرد است و عقول و نفوس كليه و عالم طبيعت همانا وجود اطلاقى است كه از حريم قدس منبعث مىشود.
هر موجود مادى و طبيعى پيدايش آن و هم چنين حركات و سير كمالى آن در اثر حرارت و نورى است كه از خورشيد مىتابد و مواد و ماديات و جسمانيات را فرا مىگيرد بالاخره همه سير و حركت موجودات طبع نيز حرارتى است كه