درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٦٧ - (شرح)
وارد شد سؤال نمود چه دليل بر اثبات صانع عالم دارى امام از او اعراض نمود سپس باو توجه نمود فرمود واقعه و حكايت تو چگونه است سائل عرض نمود كه از طريق دريا سفر نمودم در ميان راه امواج خروشان دريا از هر سو كشتى ما را شكست و در شرف غرق بودم كه به تخته پارهاى خود را چسبانيده پس از مدتى مرا امواج دريا بساحل پرتاب كرد آنگاه از خطر غرق رهائى يافتم امام فرمود در آن حال كه در شرف غرق بودى كه بچه چيز متوجه بودى و نجات خود را از غرق در دريا درخواست ميكردى همان خالق و صانع و آفريدگار جهان است آنگاه زنديق اعتراف نمود هم چنان كه كريمه وَ إِذا مَسَّكُمُ الضُّرُّ فِي الْبَحْرِ ناظر باين حقيقت است.
بديهى است فطرت و نيروى عاقله خدا داده كه بر حسب نيروى خداشناسى رابطه مرموزى با خالق خود دارد زيرا نور و شعاعى است كه از حريم كبريائى مىتابد بشر بر حسب فطرت خدا داده در هنگام سختى و حادثه ناگوار خواه ناخواه متوجه رابطه مرموز خواهد شد همان صانع و خالق جهان است هم چنان كه در عالم ذر و الست حق تعالى ارواح بشر از اولين و آخرين را مورد سؤال و خطاب قرار داده است بخطاب الست بربكم مگر من خالق شما ارواح نيستم همه بر حسب فطرات ذاتى و موهوبى خدا داده خود پاسخ مثبت گفتند كه بلى ساحت ربوبى جهان آفرين خالق ما هستى.
در حديث اول باب جوامع التوحيد از امير مؤمنان عليه السلام كه ميفرمود
(و كل عالم فمن بعد جهل يعلم و اللَّه لم يجهل و لم يتعلم احاط بالاشياء علما قبل كونها فلم يزد بكونها علما علمه بها قبل ان يكونها كعلمه بعد تكوينها.