درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢٤٢ - قوله قلت يزعمون انه بصير على ما يعقلونه
با ساحت ربوبى كه سبب قبول اعمال صالحه خواهد شد و عين تعلق و ارتباط قلب معنوى اهل ايمان و نورانيت كه سبب حشر بسوى مقام قدس كبريائى است و اعتقاد قلبى و قول ثابت در دنيا و آخرت و شدت و شهود آن سبب قرب بساحت قدس و نيز رفع حجاب ميان روح نورانى و بصيرت معنوى و ميان حريم قدس معبود حقيقى خواهد شد اهل ايمان در عالم برزخ از نظر اينكه نيروى تخيل آنان قوى و نيرومند است همه حالات و عوارض و افعال اختيارى كه در دوره زندگانى از او سرزده همه بطور شهود در نيروى خيال است حاضر است و بهمه آنها توجه كامل دارد و ايمان رابطه قلبى و نورانيت روان است كه سبب تمثل و نورانيت اعمال صالحه نيز خواهد شد و در عالم قيامت نورانيت و ضياء روح ايمان زياده شده و به تبع اعمال صالحه نيز سبب قرب زياده بر تصور بصورت نعمتهاى زياده بر تصور خواهد در آمد نور حسى و روشنائى محسوس كه در دنيا سبب حركت و رشد و حيات طبيعى است و در حقيقت سير و تكامل موجودات طبيعى بر نيروى حركت و حرارت و نور و روشنائى استوار است بهمين قياس در عالم برزخ و قيامت حركت و سير و تكامل و استفاده از نعمتهاى مثالى و نعمتهاى حقيقى عالم قيامت بر نور ايمان و ارتباط با ساحت قدس ربوبى استوار خواهد بود و همه كمالات معنوى و نعمتهاى هميشگى ظهور مرتبه نورانيت روح اهل ايمان خواهد بود.
وجود حقيقى كه مجهول الكنه است از نظر اينكه عظمت و كبريائى ذاتى او است و لازم سعه قيوميت او است چنانچه فرض شود كه مكانى از او خالى باشد هر آينه ساحت قدس فاقد شىء خواهد بود و فقدان نقص و قصور است و مرجع آن عدم و فقدان است و فقدان منافى با حقيقت وجود است در صورتى كه ذات كبريائى محض حقيقت وجود است و حقيقت وجود هرگز وجود براى موجودى و نيز عدم و فقدان چيز ديگر نخواهد بود و گر نه نفس حقيقت بساطت وجود نخواهد بود بلكه مركب از وجود شىء آخر كه مخالف وجود است مانند ساير موجودات