درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ٢١٠ - قوله و لا ابتدع لمكانه مكانا
بشر حيات او عارضى و چگونگى و از كيفيات است.
قوله: و لم يكن له كان و لا كان لكونه كون كيف
: بيان قيد سلبى است كه بساحت قدس ربوبى صفت متقابل كون و نفى وجود يعنى فناء نخواهد داشت زيرا كون مقابل لا كون همان وجود عارضى است كه محدود و موقّت به بعض زمان خواهد بود و حق تعالى موصوف به صفات كون و لا كون يعنى وجود و زوال و فناء نخواهد بود بلكه وصف حقيقى او كون بطور اطلاق وجود قائم بذات و ابدى است كه فناء پذير نبوده و خلف فرض است.
هم چنان كه امام آن را تفسير نموده باينكه صفت كون و لا كون عبارت از آنست كه كون و وجود او عارضى و نيز وجود او از عوارض و عاريتى باشد و وجود ساحت قدس ربوبى وجود بسيط و قائم بذات و ذاتى است نه مانند بشر كه وجود او عارضى و از كيفيات او بشمار مىآيد و وجود او اصيل و ثابت نيست بلكه از عوارض ماهيات آنها است و انسانيت انسان در اثر فيض وجود صورت ميگيرد و تحقق مىپذيرد مانند ساير كيفيات و عوارض كه بر بشر رخ ميدهد.
قوله: و لا كان له اين و لا كان في شىء و لا كان على شىء
: بيان صفت سلبى است از جمله صفات سلبى حق تعالى آنست كه محدود بزمان و وقت نخواهد بود و نيز در حيطه محلى و مكانى قرار نخواهد گرفت و نيز بر مكانى و يا بر محلى بخصوص استقرار و قرار نخواهد داشت زيرا اين عوارض از ماديات و جسمانيات است كه لازم موجودات زمانى و مكانى است و محدود به زمان خاص و مكان مخصوص خواهد بود و ساحت قدس ربوبى وجود حقيقى بحت و بسيط و قائم بذات و خالق موجودات جهان طبع از زمان و زمانيات و كيفيات و اعراض و تحولات آنها است.
قوله: و لا ابتدع لمكانه مكانا
: از جمله صفت سلبى ساحت قدس ربوبى آنست كه براى قدس ربوبى خود