درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٨٨ - وجود مثالى و تمثل
بدين جهت در اعماق افكار كفر و ظلمت و تيرهگى و خودپرستى زندگى خود را بپايان رسانيده هنگام كه در آستانه عالم برزخ قرار گيرند جز خاطرات وحشتزا و عناد و دورى از رحمت مقام كبريائى چيزى صورت علمى و اعتقادى و انديشه و خيالى آنان نخواهد بود.
بر اين اساس آنچه در عالم برزخ و شهود خاطر آنان را مشغول نمايد جز صورتهاى منافر و وحشت اثر و شعلههاى آتشين حسرت و ندامت و سوز گداز گناهان كه از درون آنان ظهور مينمايد نخواهد بود و لحظهاى نميتوانند اين خاطرات گذشته را چون ذاتى است از خود سلب نمايند زيرا روح پليد كفار منبع ظلمت و خودپرستى و عناد با ساحت كبريائى صورت گرفته و از شئون ذاتى و پليد آنان گشته و انقلاب آن محال است.
بدين جهت هر لحظه مناظر و صورتهاى وحشتزا و مناظر شعلههاى آتشين را از درون خود و خارج بطور الگو و مثال مشاهده مينمايند و چارهاى نيز از مشاهده آنها با تمام نيرو بينائى و شنوائى ندارند و بطور قهر و اجبار اين صحنههاى جانگداز را از درون و برون خود خواه ناخواه بطور مثال مشاهده خواهند نمود و طرد از رحمت مقام كبريائى كه سيرت و حقيقت كفر و شرك است سختترين عقوبت و اساس همه مناظر و صورتهاى گزنده و نمايش شعلههاى آتشين دوزخ خواهد بود.
و پس از پايان عالم برزخ و نفخه صور كه كرات بيكران و بىشمار و كهكشانها در اثر پراكندگى و تصادم همه يكباره فرو ريزند و نظام حركت جهان اختلال يابد آنگاه بر حسب مشيت قاهره بيدرنك و بدون تراخى عالم قيامت پديد آيد و عرصه پهناوران گسترده شود كه همه افراد بشر از اولين و آخرين كه غرض از خلقت هستند در آن صحنه احضار شوند و ساير موجودات بطور تبع هر چه بايد در آن صحنه خيالى سهمى داشته باشند حضور خواهند يافت و نظام عالم