درخشان پرتوى از اصول كافى - حسينى همدانى نجفى، محمد - الصفحة ١٥٧ - (شرح)
و مفاد ضمير هو بطور اطلاق موجود حق و بسيط است كه قائم بذات كبريائى و لذاته ميباشد و ماهيت او هويت و حقيقت عين ذات كبريائى است بالاخره ساحت ربوبى مفاد ضمير هو بطور اطلاق و قائم بذات و لذاته ميباشد.
و هر موجودى كه هويت و حقيقت آن وابسته بغير باشد بر او كلمه ضمير هو بطور اطلاق هرگز اطلاق نخواهد شد زيرا موجود غائب و پنهان عبارت از موجود حقيقى است كه واحد واحد بالذات و بسيط حقيقى باشد كه قائم بذات و لذاته است از نظر عظمت زياده بر تصور نيرواى بر او و بر حريم كبريائى او هرگز راه نخواهد يافت.
بالاخره مجهول الكنه است چه ذات كبريائى او چه صفات وجودى و افعال و آثار وجودى او همه مجهول و غير قابل احاطه است و مبدء عوالم امكانى و غنى بالذات است و موجودات امكانى همه ربط محض باويند بالاخره مفاد ضمير هو بطور اطلاق كه قائم بذات و لذاته مىباشد و هويت كبريائى او مرجع و منتهى همه موجودات امكانى است برهان و دليل بر وجود كبريائى او ذات خود خواهد بود.
لفظ حلاله اللَّه اسم و نام مختص و بمنزله علم براى حريم كبريائى است كه بغير او اطلاق نمىشود و سائر اسماء و صفات مانند واحد واحد و صمد و متفرد از خصايص ذات قدس است و معناى واحد مبنى بر نفى شريك و مثل و مانند است و كلمه احد مبنى بر نفى جزء مقدارى و معنوى وجودى است مانند ماده و صورت و يا بر حسب تحليل مانند جنس و فصل و لفظ صمد بمعناى بساطت محض است در او شائبه امكان و حد و ماهيت و نقص نخواهد بود و كلمه منفرد مبنى بر صفت فردانيت و انحصار صفات واحد واحد و صمد است و اين صفات واجب منحصر بحريم قدس است و بهيئت تفعل ذكر شده و مبالغه كه يكتا و بىهمتا است.
و جمله هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ مبنى بر معرفت و توجه بحريم قدس است و غرض از خلقت و عبادت و مطلوب اصلى است و كاملترين مرتبه عبادت و خلوص و تقرب