شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٧٧ - ١٥- حجيت امرى اعتبارى است يا انتزاعى؟
شارع مقدس يا معتبر ديگر بيايد و شىء را نازل منزلۀ شىء ديگرى كه واقعيت خارجى دارد قرار دهد يا از حيث اينكه برخى از آثار واقع را بر اين امر بار كند.
مثل اينكه شارع مقدس امارات ظنيه را قائممقام علم قرار داده و اثر علم را كه طريقيت ذاتيه دارد بر اماره بار كرده(وجوب المتابعة را)و يا از حيث اينكه در آن امر خارجى خصوصيتى وجود دارد كه در اين امر ديگر هم هست و لذا اين امر را تنزيلا به جاى او قرار داديم مثل زيد اسد كه خصوصيت شجاعت را دارد ابتدا دو مثال خارجى مىآوريم،سپس در مورد احكام تكليفيه مطلب را پياده مىكنيم و سپس در احكام وضعيه:
مثال ١:گاهى ما اسد را بما انه حيوان مفترس خاص در نظر مىگيريم كه داراى يال و دم است،وحشى است،سلطان جنگل است،روى چهار پا حركت مىكند اين اسد مابازاء خارجى دارد و مجعول به جعل تكوينى است و مخلوقى از مخلوقات الهى است،ولى گاهى مىگوييم:زيد اسد يعنى اسديت را براى زيد جعل نمودهايم اين يك جعل تنزيلى و اعتبارى است؛يعنى ما زيد را نازل به منزله اسد قرار دادهايم از حيث اينكه زيد هم مانند اسد حقيقى داراى شجاعت است اين همان حقيقت ادعاييه سكاكى است.
مثال ٢:گاهى ما نعامه(شترمرغ)را بما انه حيوان خاص ملاحظه مىكنيم اين حيوان خاص از مخلوقات خارجيۀ الهى است و مابازاء خارجى دارد،ولى گاهى مىگوييم:زيد نعامه يعنى جعل مىكنيم نعامه بودن را براى زيد به جعل تنزيلى؛يعنى زيد را نازل منزله نعامه قرار مىدهيم از حيث اينكه در زيد خصوصيت جبان بودن است مثل نعامه حقيقى،شاعر مىگويد:
اسد على و فى الحروب نعامة فتخاء تنفر من صفير الصافر
در مورد احكام تكليفيه:احكام تكليفيه هم اعتبارات شرعىاند با اين بيان كه در مورد امر و بعث گاهى بعث و تحريك حقيقى است؛يعنى خارجا آمر دست مامور را مىگيرد و كشانكشان به سمت انجام كار مىبرد و جبرا او را وادار به كار مىكند،اين تحريك واقعى و تكوينى است اما گاهى شارع به جاى هل دادن خارجى امر انشا