شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٨٣ - حقيقت نسخ
از طرف ديگر در قرآن ناسخ و منسوخ،عام و خاص،مطلق و مقيد،مجمل و مبين و...وجود دارد از اين امور به اين نتيجه مىرسيم كه بسيارى از آيات قرآن قطعى الدلاله نيستند و لذا از اين نواحى و ابعاد مقدارى بايد دربارۀ قرآن سخن بگوييم تا حجيت قرآن هم از ناحيه صدور و هم دلالت تكميل گردد.
مهمترين مباحثى كه در رابطه با قرآن مربوط به علم اصول مىشود و يك دانشمند اصولى با آن سروكار دارد سه مبحث است:
١.آيا ظواهر قرآن براى غير معصومين نيز حجيت دارد؟
٢.آيا به واسطۀ خبر واحد و امثال آن مىتوان ظواهر قرآن را تخصيص يا تقييد زد؟
٣.آيا نسخ قرآن امرى ممكن است و يا محال؟
از اين سه مبحث،بحث اول در باب پنجم از مباحث حجت(باب ظواهر)خواهد آمد.بحث دوم در مباحث عام و خاص مبحث دهم بيان شد و ثابت كرديم كه تخصيص عام كتابى و يا مطلق قرآنى به واسطۀ خبر واحد جايز است.
مبحث سوم:اگرچه بر اين بحث ثمرات عمليۀ مهمى مترتب نيست تا شخص اصولى در اطراف آن به گشتوگذار بپردازد،ولى مرحوم مظفر براى خالى نبودن كتاب از اين مبحث،مختصرى درباره آن بحث مىكند:
نسخ كتاب عزيز،
حقيقت نسخ
در ارتباط با نسخ القرآن سه مطلب مطرح است:
١.حقيقة النسخ،
٢.امكان نسخ القرآن،
٣.وقوع النسخ فى القرآن.
بحث اول:كلمه نسخ در لغت عرب به معناى نقل و انتقال استعمال شده،عرب مىگويد:نسخت الكتاب اى نقلت ما فيه الى الآخر،و به معناى ازاله هم آمده،عرب مىگويد:نسخت الشمس الظل اى ازالت الشمس الظل،و اما در اصطلاح علما و دانشمندان مىگويند:النسخ رفع ما هو ثابت فى الشريعة من الاحكام و نحوها؛يعنى