شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٦ - د دليل حجيت خبر واحد از بناى عقلا
مذمت و نهى از اتباع ظن است بالنسبه به واقع،يعنى براى رسيدن به حكم اللّه واقعى از ظن متابعت نكن.شاهد مطلب اين آيه است كه: إِنَّ الظَّنَّ لاٰ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً اى من الواقع،ولى در استصحاب ما كارى به واقع نداريم،بلكه استصحاب يك اصل عملى است كه در ظاهر جعل شده براى خروج مكلف از حيرت و نظرى به واقع ندارد،بلكه اصولا در موردى است كه ما نسبت به واقع و حق كاملا بىاطلاع هستيم بنابراين،مورد استصحاب با مورد آيات دوتاست و لذا استصحاب تخصصا خارج است از عموم لا تقف و...
و لكن اين جوابى كه در باب استصحاب داديم در باب خبر واحد نمىتوانيم ذكر كنيم؛زيرا مورد آيات با مورد خبر واحد هر دو حكم واقعى است آيات نهى مىكنند از متابعت ظن نسبت به واقع و خبر واحد هم مثل ساير امارات طريق الى الواقع است، پس هر دو ناظر به واقع هستند و لذا بايد چنين پاسخ دهيم:
مقدمه:در باب تعادل و تراجيح خواهد آمد كه ما يك تخصيص داريم و يك تخصص،يك ورود داريم و يك حكومت حال جوابهايى كه در رابطه با خبر واحد ثقه از اشكال مذكور داده شده چند جواب است كه برخى از آنها بر تخصيص مبتنى است مثل جواب محقق خراسانى و برخى مبتنى بر تخصص است مثل جواب محقق اصفهانى و برخى مبتنى بر حكومت است مثل جواب محقق نايينى و برخى مبتنى بر ورود است مثل جواب دوم مصباح الاصول.با حفظ اين مقدمه:مصنف سه جواب از اشكال فوق نقل مىكند:
١.جواب محقق اصفهانى:آيات ناهيه از عمل به ماوراى علم در مقام بيان يك امر تعبدى محض نيست،يعنى نمىخواهند بگويند:ايها المؤمنين تعبدا و بدون ادراك فلسفۀ مطلب به ظن عمل نكنيد،بلكه اين آيات ارشاد به حكم عقل است؛يعنى مطلب را به ادراك خود عقلا واگذار كرده،يعنى عقلاى عالم بما هم عقلا به ظن بما هو ظن عمل نمىكنند چون احتمال ضرر دارد آيات هم لسانش لسان ارشاد است.
بنابراين،اگر عند العقلاء ظنى از ظنون قائممقام علم بود و سيرۀ مستمره بر عمل به آن قائم شده بود آيات ناهيه شامل چنين ظنى نمىشود و اين ظن موضوعا خارج است،