شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٥ - د دليل حجيت خبر واحد از بناى عقلا
يگانه اشكالى كه بر اين دليل وارد شده عبارت است از ايرادى كه شيخ انصارى مطرح نموده و آن اينكه وقتى مىتوان از طريق سيرۀ عقلاييه رضايت شارع را كشف كرد كه از سوى شارع ردعى صورت نگرفته باشد وگرنه اين سيره اعتبارى ندارد و در ما نحن فيه نسبت به اخذ به خبر ثقه ما دليل داريم كه شارع مقدس از اين سيرۀ عقلاييه ردع فرموده و آن دليل عمومات آيات و رواياتى است كه ما را از اتباع ظن و غير علم نهى نمودهاند از قبيل وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ، إِنْ يَتَّبِعُونَ إِلاَّ الظَّنَّ وَ إِنْ هُمْ إِلاّٰ يَخْرُصُونَ و إِنَّ الظَّنَّ لاٰ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً كه اين آيات عام بوده و به عمومشان شامل خبر واحد ثقه هم مىشوند و در نتيجه دلالت مىكنند بر عدم اعتبار خبر واحد (سيد مرتضى و پيروان او به اين ادله اعتماد كردهاند).
مصنف گفته است كه نظير اين اشكال در باب استصحاب هم خواهد آمد،ولى جوابى كه در آنجا خواهيم داد غير از جوابى است كه اينجا بايد بدهيم.
توضيح مطلب:براى حجيت استصحاب دلايلى اقامه شده يكى از آن ادله عبارت است از بناى عقلاى عالم:مىگويند سيرۀ همۀ عقلاى عالم،بلكه همۀ حيوانات بر اخذ به حالت سابقه جارى شده و عملا همه استصحاب مىكنند.پرندهاى كه صبح از آشيانهاش خارج مىشود،شبهنگام دوباره به آشيانهاش برمىگردد،با اينكه احتمال مىدهد كه لانهاش تخريب شده باشد،ولى استصحاب مىكند و بنا بر بقاى لانه مىگذارد.در انسانها اين امر كاملا محسوس است.صبح كه برمىخيزيم به مدرسه، مزرعه،مغازه،كارخانه و يا كارگاه مىرويم و دوباره پس از پايان ساعت كار و تحصيل به منزل و مسكن خود مراجعه مىكنيم.اينها براساس بناگذارى عملى بر حالت سابقه است.در آنجا اشكال شده كه استصحاب حد اكثر گمان است و سيرۀ عقلاييه اگرچه بر عمل به آن جارى شده،ولى عمومات آيات ما را از اين سيره ردع نموده است:
وَ لاٰ تَقْفُ مٰا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ. پس سيرۀ عقلاييه در باب استصحاب ارزشى ندارد و دليل حجيت آن نمىشود.
جوابى كه ما به اين اشكال مىدهيم آن است كه مورد استصحاب با مورد آيات دوتاست و استصحاب موضوعا از آيات فوق بيرون است به جهت اينكه آيات در مقام