شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢١ - وجه حجيت عقل
عقاب كردن اوست امام هشتم عليه السّلام فرموده است:«ان رضا اللّه ثوابه و غضبه عقابه».
جواب بخش دوم:شما گفتيد برفرض كه ميان مدح و ذم با ثواب و عقاب ملازمه باشد و لكن اين حكم عقلى به تنهايى صلاحيت ندارد كه براى اكثر مردم محرك و داعى باشد و...ما مىگوييم:مسئله مدح و ذم از قضاياى مشهورهاى است كه همۀ عقلاى عالم بما هم عقلا آن را ادراك مىكنند و اگر ملازمه باشد ميان مدح و ذم و ثواب و عقاب پس همۀ مردم ثواب و عقاب الهى را ادراك مىكند و همين ادراك عقلى كافى است كه صلاحيت داعويت را داشته باشد و بر همين اساس ما مىگوييم در موارد حكم عقل محال است كه مولا يك امر يا نهى مولوى داشته باشد چون فلسفۀ امر و نهى شرعى به داعى جعل داعى و يا جعل زاجر در مكلف است و با وجود زاجر يا داعى درونى فلا حاجة الى الامر و النهى بل هو عبث بل محال لكونه تحصيلا للحاصل و لذا اگر امرى در مورد حكم عقل وارد شده بود مثل اوامر اطاعت و معرفت و...
حمل بر ارشاديت و تأكيد مىشود نه مولويت و تاسيس و اينكه شما گفتيد ادراكات عقليه به تنهايى داعويت ندارد مگر نسبت به اقليت انگشتشمارى از مردمان مىگوييم:كلام شما به صورت موجبۀ جزئيه و در برخى موارد صحيح است،ولى به حال ما ضررى ندارد؛زيرا آنچه مهم است اين است كه حكم عقل صلاحيت داعويت داشته باشد و فعليت دعوت مطرح نيست و اين سخن يك كلام رايج و متداول است و در كليه دواعى حتى امرهاى مولوى نيز قضيه از اين قرار است كه امرهاى شرعى و مولوى صرفا صلاحيت داعويت دارد نه آنكه داعى بالفعل باشد و همين ملاك در داعى عقلى هم هست بنابراين،ما نيازى به امر يا نهى شرعى نداريم و از طريق ملازمه مطلوب ما ثابت مىگردد.