شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٢٠ - وجه حجيت عقل
ملاك دارند و اين دو ملاك متلازمين هم نيستند و برفرض كه مدح و ذم مستلزم ثواب و عقاب باشد باز كافى نيست؛زيرا بيشتر مردمان اين معنا را ادراك نمىكنند و برفرض كه اكثر الناس مدرك اين معنا باشند و يا بالاتر همه مردم هم مدرك اين امر باشند باز مفيد فايده نيست به دليل اينكه حكم عقلى براى گروه انگشتشمارى از انسانها داعويت و محركيت و باعثيت دارد،ولى اكثر مردم به حكم عقل اعتنايى ندارد و در مقام دعوت به سوى كارى و يا زجر از يك كارى تابع بيان شارع هستند و لذا در همان مورد حكم عقل هم ما بىنياز از امر يا نهى شرعى نيستيم و حكم العقل به تنهايى براى استكشاف حكم شرعى كافى نيست و وقتى مطلب از اين قرار بود كه مجرد ادراك عقلى كافى نيست كه داعى به سوى عمل و يا مانع از عمل باشد از آن طرف آيه يا روايتى هم على المفروض در اين مورد وارد نشده پس احتمال مىدهيم كه شارع مقدس در مورد حكم عقل حكم مولوى داشته وجوب و حرمتى در كار بوده بايد و نبايدى در واقع داشته،ثواب و عقابى بوده و لكن على حده بيان ننموده و به همان ادراك عقلى اكتفاى نموده و احتمال هم مىدهيم كه اساسا شارع در چنين موردى حكم مولوى نداشته،بلكه مجرد الادراك بوده و يا اگر حكمى داشته حكم ارشادى بوده و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال پس از طريق ملازمه نمىتوانيم حكم شرعى مولوى را استكشاف كنيم.
جواب ما به بخش اول:اين سخن كه مدح و ذم غير از ثواب و عقاب است...در بخش ملازمات عقليه پاسخ آن داده شد.در اينجا هم مىگوييم:حق آن است كه مدح و ذم همان ثواب و عقاب است و عينيت در كار است كه بالاتر از استلزام است به دليل اينكه حقيقت مدح در نزد عقلا عبارت است از جزاى خير دادن و حقيقت مذمت عبارت است از جزاء شر دادن نه اينكه صرف ستايش زبانى و يا سرزنش لسانى باشد و لذا فلاسفۀ الهى مىگويند:ان مدح الشارع ثوابه و ذمه عقابه،بلكه اصولا نسبت به شارع مقدس و خداى حكيم مدح و ذم لسانى معنا ندارد،بلكه مدح شارع همان ثواب او و مجازات به خير است و ذم شارع همان عقاب اوست چه اينكه رضاى شارع و غضب او به همين معناست؛يعنى رضاى الهى ثواب دادن اوست و غضب شارع