شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١١٥ - ٤- خبر واحد
خصهم بذلك لحصول العلم بخبرهم).و بعضى مىگويند:بايد تعداد ٢٠ نفر باشند (لقوله تعالى: إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صٰابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ).بعضى ديگر مىگويند:
بايد تعداد ٤٠ نفر باشند(لقوله تعالى: يٰا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّٰهُ وَ مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ كه ٤٠ نفر بودند).برخى مىگويند:بايد تعداد ٧٠ نفر باشد(لقوله تعالى:
وَ اخْتٰارَ مُوسىٰ قَوْمَهُ سَبْعِينَ رَجُلاً ).
بعضى مىگويند:بايد تعداد مخبرين ١١٤ نفر باشند به دليل اينكه تعداد سوره قرآن صد و چهارده سوره است بعضى مىگويند:بايد تعداد مخبرين ٣١٣ نفر باشند به دليل اينكه تعداد اصحاب النبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در جنگ بدر ٣١٣ نفر بودند.حق آن است كه عدد خاصى ملاك نيست و دليل هم ندارد،بلكه ملاك عبارت است از اخبار جماعتى كه عادتا اجتماع آنهمه افراد بر كذب مستحيل باشد.
٤.خبر واحد
فصل چهارم باب سنت دربارۀ خبر واحد است و به اعتراف محققين و صاحبنظران اين بحث از امهات مباحث اصوليه است و هيچ بحثى به پايۀ آن نمىرسد به دليل اينكه در دوران غيبت ٩٠%احكام را از طريق خبر واحد تحصيل مىكنيم و تنها ١٠% احكام است كه بهطور قطع و يقين براى ما معلوم مىگردد از قبيل ضروريات دين و مذهب و يا امورى كه با خبر متواتر و يا خبر واحد مع القرينة القطعيه حاصل مىشود بنابراين،بسيار بجاست كه عالم اصولى به اين بحث عنايت بيشترى داشته باشد.
خبر واحد عبارت است از هر خبرى كه به درجۀ تواتر نرسيده باشد مساوى است كه راويان آن كم يا زياد باشند خود خبر واحد بر دو قسم است:
١.خبر واحد كه محفوف به قرائن قطعيه است؛
٢.خبر واحدى كه محفوف به قرائن قطعيه نيست.
قسم اول عبارت است از خبرهايى كه با آيات قرآن و يا با سنت متواتره و يا با اجماع محصل قطعى و يا با حكم عقل قطعى موافق و هماهنگ باشد چنانكه شيخ در رسائل فرموده و مثال عرفى آن را هم صاحب معالم و فصول و قوانين زدهاند و آن اينكه شخصى خبر دهد به موت فرزند پادشاه و اطراف كاخ سياهپوش گردد و مخدرات