شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٣٥ - ظهور تصورى و تصديقى
يك معناى لغوى باشد مثل دلالت اسد بر حيوان مفترس و چه يك معناى عرفى باشد آنهم چه عرف عام مثل دلالت دابه در عرف مردم عرب بر خصوص فرس و چه عرف خاص باشد مثل دلالت حجت بر مجموعه صغرا و كبرا در عرف خاص منطقيين و دلالت صلوه بر افعال و اقوال مخصوصه در عرف متشرعه و...)فى المثل هنگامى كه مولا مىگويد:اكرم العلماء خود كلمۀ اكرم از لحاظ هيئت معنايى دارد كه وجوب باشد و از لحاظ ماده معنايى دارد كه اكرام كردن و گرامى داشتن باشد و كلمه العلماء هم بدون الف و لام معنايى دارد و با الف و لام دلالت بر عموم و شمول جميع علماى دارد اينها دلالات تصوريه هستند.
٢.منشا و سرچشمه اين دلالت،عبارت است از وضع واضع اين كلمات را براى معانى خودشان و يا ظهور اين الفاظ عند العرف در اين معانى خودشان و يا ظهور اين الفاظ عند العرف در اين معانى خواه وضع تعيينى باشد و خواه تعينى.
٣.شروط اين دلالت:يكى وضع واضع و ديگرى علم به وضع،يعنى كافى است كه مخاطب قبل از استعمال آگاه باشد كه اين الفاظ براى چه معانىاى وضع شدهاند.آنگاه به مجرد شنيدن اين الفاظ علم به معانى آنها پيدا مىكند چه گوينده اين معانى را اراده كرده باشد يا نه،بلكه در صورتى هم كه يقين داريم كه متكلم معانى حقيقيه را اراده نكرده فى المثل از اسد حيوان مفترس را اراده نكرده،بلكه رجل شجاع را اراده كرده است و قرينه هم آورده با اين حال تا مىگويد:رايت اسدا يرمى در ذهن شنونده حيوان مفترس تصور مىشود و بودونبود قرينه چه متصل و چه منفصل مزاحمتى با اين قسم از دلالت ندارد.
درباره دلالت تصديقيه غير كاشفه از مراد واقعى متكلم:
١.تعريف آن:دلالت تصديقيه غير كاشفه عبارت است از دلالت مجموع كلام بر معنايى كه از ظاهر كلام متكلم فهميده مىشود فى المثل اكرم العلماى دلالت مىكند بر وجوب اكرام جميع علماى و ظهور در عموم دارد.
٢.منشا اين دلالت:اين دلالت از كل كلام متكلم سرچشمه مىگيرد،نه از تكتك مفردات.