شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٧ - ب دليل حجيت خبر واحد از سنت
آيه كتمان ناتمام است و آنها عبارتاند از:آيۀ سؤال فَسْئَلُوا أَهْلَ الذِّكْرِ إِنْ كُنْتُمْ لاٰ تَعْلَمُونَ (سورۀ انبياء،آيه ٧و آيه اذن: وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللّٰهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ.
٢.از مجموعه آياتى كه براى حجيت خبر واحد بدانها استدلال شده تنها دو آيه مورد قبول مصنف واقع شد يكى آيه نبأ كه مقدار دلالت آن خصوص خبر عادل بود و يكى آيه نفر كه اطلاق دارد و حجيت خبر واحد را على الاطلاق ثابت مىكند و مقيد نيست كه مخبر عادل باشد يا نه،موثق باشد يا نه،و لكن اطلاق اين آيه را با تقييد آيه نبأ قيدش مىزنيم.
ب.دليل حجيت خبر واحد از سنت
مقدمه:ترديدى نيست در اينكه استدلال به خبر واحد مجرد از قرينه براى اثبات حجيت خبر واحد مجرد از قرينه صحيح نيست به دليل اينكه اولا اين استدلال مستلزم دور است؛يعنى مستلزم توقف الشىء على نفسه است و يا مصادرۀ به مطلوب است و يا دليل جزء مدعاست كه مدعا حجيت خبر واحد مجرد است و دليل هم خبر واحد مجرد است پس دليل بخشى و جزيى از مدعاست و ثانيا خود اين اخبار آحاد هم كه دليل و پشتوانه قرار مىگيرد مثل ساير خبرهاى واحد گمان آورند و قانون آن است كه عمل طبق مظنه حرام است پس خود اينها محتاج به اثبات و دليل هستند بنابراين،اخبارى كه به واسطه آنها بر مطلوب خود استدلال مىكنيم بايد مقطوع الصدور باشند،يعنى خبر متواتر و يا خبر واحد مع القرائن القطعيه باشد كه يقين به صدور آن داشته باشيم تا بتواند مدرك و دليل حجيت خبر واحد مجرد باشند.
فان العلم حجيته ذاتية.
سؤال:آيا رواياتى كه در ما نحن فيه به آنها استدلال شده متواترند يا خير؟
جواب:بسيارى از بزرگان ادعا نمودهاند كه اين روايات متواترند از جمله شيخ حر عاملى در كتاب وسائل الشيعة(ج ١٨و جناب شيخ انصارى در كتاب فرائد الاصول مدعى تواتر اين اخبارند و مصنف نيز همين ادعا را دارند منتهى تواتر،تواتر معنوى است نه لفظى.