شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٧ - ٧- حجيت علم ذاتى است
است و از هر راهى حاصل شود كاشف از واقع است و وقتى طريقيت تامه آمد به حكم عقل واجب الاتباع است و لو از خواب ديدن باشد.
٢.جناب كاشف الغطاء،در كتاب شريف كشف الغطاء فرموده است:قطع اشخاصى كه قطاع نباشند حجت و واجب الاتباع است اما قطع قطاع حجت نيست و قياس فرموده كثير القطع را به كثير الشك همانطور كه كثير الشك نبايد به شك خود اعتنا كند همچنين كثير القطع هم نبايد به قطع خود اعتنا كند.
(قطاع كسى است كه يحصل له القطع كثيرا من الاسباب غير العادية،يعنى زودباور است و با خبر يك صبى مميز هم يقين مىكند و منظور از اسباب غير عادى،يعنى اسبابى كه لو اطلع عليها غيره لا يحصل لا القطع منها نه اينكه قطاع كسى باشد كه از طرق و اسباب عادى و متعارف زياد قطع پيدا مىكند).
از بيانات مصنف روشن شد كه اين تفصيل هم ناتمام است؛زيرا طريقيت ذاتى قطع است و با آمدن قطع محال است كه طريقيت نيامده باشد چه در قطع قطاع و چه غير قطاع.
٣.بعضىها تفصيل دادهاند ميان قطع به خود حكم شرعى كالوجوب و الحرمة و...
و قطع به موضوع حكم شرعى كالخمرية و المائية و قطع به متعلق الحكم كالبيع و الربا و...به اينكه گفتهاند:اگر قطع به خود حكم تعلق بگيرد حجت نيست،ولى اگر به موضوع يا متعلق حكم تعلق بگيرد حجت است.(فرق موضوع الحكم با متعلق الحكم آن است كه در احكام وضعيه لا فرق بين المتعلق و الموضوع،ولى در احكام تكليفيه متعلق عبارت است از فعل اختيارى مكلفين و موضوع عبارت است از متعلق المتعلق مثلا در اكرم العلماء حكم شرعى وجوب است و متعلق آن اكرام است و متعلق اكرام علما هستند،پس علما را موضوع الحكم يا متعلق المتعلق گويند؛يعنى متعلق اكرامى كه خود اكرام متعلق وجوب است)حال از بيانات ما روشن شد كه اين تفصيل هم باطل است.
٤.مادامىكه مكلف قاطع به وجوب امرى باشد جعل طريقيت يا سلب طريقيت هر دو محال است حتى احتمال عدم طريقيت هم نمىدهد و مولا نمىتواند بگويد كه