شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٨١ - ٣- ميزان دلالت سيره
متنفذين جامعه از قبيل حكومتها،سرمايهداران و ساير طبقات ممتاز جامعه عملى را انجام مىدادند يا به خاطر عادتهاى ملى و نژادى و يا به خاطر هواهاى نفسانى و يا به خاطر تقليد از غير و يا به خاطر تفوق بر رقيبان و يا به خاطر اظهار عظمت خودشان و يا به خاطر اظهار عظمت دينشان،سپس شخصيتهاى ديگرى در دورههاى بعدى آمده و از آنان در اين اعمال تقليد مىكنند و تدريجا مطلب در ميان مردم شيوع پيدا مىكند و كسى هم نيست كه آنان را از اين اعمال ناروا بازدارد يا در اثر غفلت يا در اثر مسامحه و يا در اثر خوف و...سپس مدتهاى طولانى مىگذرد و يك يا دو نسل در رهگذر زندگى مىآيند و مىروند كمكم تاريخچه اين عادت به فراموشى سپرده شد و آيندگان گمان مىبرند كه اين سيره سيرۀ مسلمين بما هم مسلمون است.
و هنگامى هم كه يك امرى در ميان مردم عادت شد ديگر ترك عادت و خروج از آن بسيار دشوار است و حربۀ تكفير را به دنبال دارد ما مىبينيم كه جامعه به عادتهاى عمومى چه قدر احترام قائل است و كسى را كه برخلاف آن عمل كند او را از دين خارج مىدانند چنين سيرههايى نبايد موجب فريب مجتهد شوند؛زيرا اين سيرهها از بىمبالاتى سرچشمه مىگيرد.
شايد از همين نوع باشد سيرههاى ذيل،از قبيل بوسيدن دست،برخاستن به احترام تازهوارد،جشن گرفتن در روز نوروز،آراستن و زينت كردن مساجد و مقابر و...
نتيجه:اينكه چنين سيرههايى مورد وثوق و اعتماد نيست و ما قطع به رسيدن آنها به زمان معصوم نداريم لذا ارزشى ندارد.
٣.ميزان دلالت سيره
پس از اينكه دربارۀ حجيت سيرۀ عقلاييه و متشرعه بحث كرديم وارد مىشويم در بيان مقدار دلالت سيره،نظير اين بحث تا به حال دو بار تكرار شده است:
١.مدى دلالة فعل المعصوم؛
٢.مدى دلالة تقرير المعصوم.
بار سوم در اينجا بحث مىكنيم.مىگوييم:گاهى سيرۀ عقلاييه يا شرعيه از