شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٨ - المقصد الثالث مباحث الحجة
٢.و يا اين طريق،خطا نموده و ما را به واقع نمىرساند،بلكه به مقصد ديگرى هدايت مىكند؛مثلا در عصر غيبت نماز جمعه واجب است،ولى طريق كه خبر واحد باشد بر وجوب نماز ظهر قائم شد و ما ظهر را به جا آورديم در اين صورت ما مكلفين فرداى قيامت در پيشگاه خداوند معذور خواهيم بود و كيفر نخواهيم شد.
نكتۀ سوم:فلسفۀ معذور بودن مكلف در صورت خطاى اماره چيست؟
دليل مطلب آن است كه مكلف مجتهد وظيفۀ خود را به نحو احسن انجام داده و در اين راه كوتاهى ننمايد.وظيفۀ مجتهد اين بود كه تمام نيروى خود را در طبق اخلاص گذاشته و به دنبال پيدا كردن طرق رسيدن به واقع باشد و اين كار را كرد و به اين نتيجه رسيد كه مثلا خبر واحد ثقه يا ظاهر كتاب در نزد شارع حجت است و خداى حكيم راضى شده و به ما اذن داده تا از اين طريق حركت كنيم و به واقع برسيم.با همۀ اين امور اگر خبر واحد مخالف واقع درآمد و ما دچار اشتباه شديم،ديگر مقصر نخواهيم بود؛مقصر اصلى طريقى است كه خود شارع در حق ما حجت نموده و خطا از ناحيۀ امارۀ معتبره شرعيه است نه از جانب من،پس من معذور هستم.
نكتۀ چهارم:چگونه ممكن است كه شارع مقدس طريقى ارائه كند كه خطا دارد و گاهى برخلاف واقع درمىآيد؟آيا اين با مقام حكمت مولا سازگار است؟آيا اين در بعضى موارد القا در مفسده نيست؟آيا اين در بعضى موارد تفويت مصلحت نيست؟
جواب اين سؤال در مقدمه ششم تا هشتم از مقدمات مباحث حجت به تفصيل خواهد آمد.
نكته پنجم:اهميت و ارزش مباحث حجت تا چه حد است؟
مبحث حجت مهمترين و اساسىترين مبحث در علم شريف اصول فقه است، به گونهاى كه بدون اين مبحث كميت ساير مطالب اصولى مىلنگد و اثرى بر آنها مترتب نيست.دليل مسئله آن است كه تمام مباحث جزء اول(مباحث الفاظ)و تمام مباحث جزء دوم(ملازمات عقليه)عموما يك سلسله مباحث صغروى بود و نتيجه تمام آنها تحصيل يك سلسله صغريات بود و واضح است كه صغرا بدون انضمام كبراى كلى به آن هرگز منتج نخواهد بود؛حال آن كبراى كلى كه به