شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٤٣ - ج دليل حجيت خبر واحد از اجماع
١.اگر عامل به قياس باشد مىگويند او سنى است و اگر عامل به قياس نباشد مىگويد او شيعى است.
٢.اگر عامل به خبر واحد باشد مىگويند او سنى است و اگر عامل نباشد مىگويند او شيعى است.به پيروى از سيد مرتضى جناب ابن ادريس و امين الاسلام طبرسى نيز ادعاى اجماع نمودهاند بر عدم عمل به خبر واحد.
حال ما هستيم و دو اجماع به ظاهر متناقض آنهم از دو دسته از دانشمندان طراز اول شيعه بهويژه از سيد مرتضى و شيخ طوسى كه معاصر هم بوده،بلكه شيخ در محضر سيد تلمذ نموده و هر دو از خبرگان مكتب شيعه هستند.
سؤال اين است كه چگونه ممكن است انسانهايى با اين عظمت دو ادعاى متناقض كرده باشند؟علماى بعدى شيعه تلاش نمودهاند تا ميان اين دو ادعاى متناقض جمع نموده و ايجاد تصالح كنند و در مقام بيان جمع هريك راهى رفته و توجيهى نموده و وجهالجمعى را بيان نمودهاند كه روىهمرفته چهار طريقه ارائه شده و آنها عبارتاند از:
١.بعضى گفتهاند:مراد سيد از خبرهاى واحدى كه ادعاى اجماع نموده بر عدم حجيت آن،خبر واحدى است كه راوى آن سنى باشد و مراد شيخ از خبر واحدى كه مدعى اجماع شده بر حجيت آن خبر واحد امامى مذهب است،پس منافاتى بين اين دو نيست(فما اثبته الشيخ لم ينكره السيد و ما انكره السيد لم يثبته الشيخ).
فاضل قزوينى در كتاب لسان الخواص گفته:مراد سيد از خبرهاى واحدى كه ادعاى اجماع نموده بر عدم حجيت آن خبر واحدى است كه راويان آن موثق نباشند و روايت هم در كتب معتبرۀ حديثى نباشد و مورد عمل اصحاب هم قرار نگيرد،ولى مراد شيخ از خبر واحدى كه ادعاى اجماع نموده بر حجيت آن خبر واحدى است كه راويان آن موثق است و روايت هم در كتب معتبره آمده و مورد عمل اصحاب هم قرار گرفته است و لو راوى آن شيعۀ دوازدهامامى نباشد پس منافاتى بين اين دو نيست.
٣.صاحب معالم و بعضى از اخبارى مسلكان مىگويند:مراد سيد از خبرهاى واحدى كه ادعاى اجماع نموده بر عدم حجيت آنها خبر واحدى است كه از قرائن