شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٩٧ - وقوع نسخ در قرآن و اصالت عدم نسخ
وَ إِذٰا بَدَّلْنٰا آيَةً... كه قبلا گذشت اين نص قرآنى دليل آن است كه يا كلام خدا قديم نيست و يا دليل آن است كه قديم قابل نسخ و رفع است و لو دليلى بر وقوع خارجى نسخ تلاوت نداريم،رابعا معناى نسخ تلاوت رفع اصل كلام نيست؛يعنى معنايش اين نيست كه اين كلام الهى در جهان هستى نباشد و به كلى از صفحۀ وجود محو گردد،بلكه معناى نسخ تلاوت عبارت است از قطع رابطۀ مكلفين با تلاوت آن،يعنى تا به حال مسلمانها اين آيه را در قرآن مىنوشتند و تلاوت هم مىكردند،ولى از حالا نبايد چنين كارى كنند و اينكه استحاله ندارد آنكه محال است نسخ اصل كلام است على القول بقدمه پس دلايل قائلين به استحالۀ نسخ باطل شد و تعين امكان النسخ.
وقوع نسخ در قرآن و اصالت عدم نسخ
سومين مبحث دربارۀ قرآن،وقوع النسخ فى القرآن است.پس از اينكه امكان نسخ را ثابت كرديم،بحث مىكنيم كه آيا نسخ در قرآن واقع هم شده يا خير؟يعنى موارد و مصاديق خارجيهاى را مىتوان نشان داد كه در آنجا آيهاى از قرآن به وسيلۀ آيۀ ديگر يا سنت متواتره و يا اجماع محصل قطعى نسخ شده باشد يا نداريم؟برفرض وجود آن موارد كدام است؟به گفته مصنف،مطلبى كه عند الاصوليين مهم است همين مطلب سوم است؛زيرا بحث از تعريف و ماهيت نسخ جزء مبادى تصوريه است و بحث از مجرد امكان نسخ هم كه ثمرۀ عمليه ندارد و از مبادى تصديقيه است آنكه ثمرۀ عملى دارد و به درد اصولى مىخورد بحث از وقوع نسخ است.
اجماعى است در ميان مسلمين به استثناى بعضى از علماى عامه بر اينكه نسخ قرآن ممكن است و باز اجماعى است در ميان مسلمين به جز ابو مسلم اصفهانى بر اينكه نسخ القرآن واقع هم شده و در قرآن ناسخ و منسوخ داريم.و باز اجماعى است كه در قرآن آياتى داريم كه ناسخ احكام شرايع سابقه است.
و باز اجماعى است عند المسلمين كه در قرآن آياتى وجود دارد كه برخى از احكام ثابته در صدر اسلام را نسخ كرده مثل حكم قبله كه با آيۀ فَوَلِّ وَجْهَكَ ...نسخ شده و باز اجماعى است كه نسخ قرآن به دليل ظنى و خبر واحد ثابت نمىگردد حتما بايد به