شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٥٠ - ٤- تعادل و تراجيح در دو دليل متزاحم
دليل اهتمام ورزيدن شارع مقدس و معتبر كردن قدرت در لسان،درحالىكه اگر هم نمىگفت عقل آن را بيان مىكرد،داراى دو احتمال است:
١.بيان شارع مؤكد است؛يعنى همان قدرتى را كه عقل لازم مىدانست كه خواهيم گفت:همان قدرت هم منظور نظر شارع است.
٢.بيان شارع مؤسس باشد،يعنى احتمال مىدهيم كه قدرت معتبره در نزد شارع يك قدرت ويژهاى باشد و آن قدرت با نبود مزاحم است كه در نزد وجود مزاحم آن قدرت خاصه نيست و در ما نحن فيه مزاحم در كار است كه اداء دين باشد،پس آن قدرتى كه در نزد شارع معتبر است احراز نشده و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال و وقتى شك در شرط داشتيم لازمۀ آن شك در مشروط است در نتيجه در يك طرف اصل تكليف و وجوب حج مشكوك و مردد است،ولى طرف ديگر كه اداى دين باشد وجوبش منجز و مسلم است و هرگز مشكوك التكليف با معلوم التكليف تزاحم پيدا نمىكند.
ان قلت:همۀ ما قبول داريم كه واجبات شرعيه عموما مشروط به قدرت عقليه هستند به دليل اينكه تكليف عاجز قبيح است حال همان احتمالى را كه شما در ناحيۀ قدرت شرعيه داديد ما در ناحيۀ قدرت عقليه مىدهيم و آن اينكه شايد وجوب اداء دين مشروط به قدرت خاصهاى باشد و آن قدرت با نبود مزاحم است كه با وجود مزاحم آن قدرت منتفى است و لذا شرط الواجب محرز و مسلم نيست و شك در شرط موجب شك در مشروط است و...تمام سخنانى را كه شما در رابطه با قدرت شرعيه گفتيد ما در باب قدرت عقلى مىگوييم.
قلت:ما هم قبول داريم كه كليه واجبات مشروط به قدرت عقليه هستند منتهى قياس قدرت عقليه به قدرت شرعيه مع الفارق است و فرق آن است كه در قدرت عقلى،نفس خطاب مولا مقيد به قدرت نيست و از ناحيۀ دلالت لفظيه اطلاق دارد و اين عقل است كه حكم به لزوم قدرت مىكند و در مواردى كه عقل حاكم است كافى است كه در واقع و نفس الامر مكلف قادر بر اتيان عمل باشد به عبارت ديگر گاهى عمل فى نفسه با قطعنظر از مزاحمت مستحيل است مثل پرواز به آسمانها و مشى بر