شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٥٢ - د دليل حجيت خبر واحد از بناى عقلا
شده و نه امضا شده نظير اخذ به خبر ثقه و اخذ به ظواهر كه در آينده خواهد آمد.
حال از اين اقسام سهگانه قسم اول بالاجماع از درجه اعتبار ساقط است به درد استنباط احكام شرعيه نمىخورد و قسم دوم قطعا معتبر است،ولى قسم سوم محل نزاع است جمع قليلى مدعى شدهاند كه مجرد عدم الردع كافى نيست اما مشهور علما برآناند كه اين قسم هم مانند قسم دوم حجت است و ما از عدم ردع شارع استكشاف مىكنيم امضاى شارع را؛يعنى مىگوييم:اين سيرۀ عقلاييه در منظر و مسمع شارع بوده و با اين حال ردع نشده اگر چنين سيرهاى مرضى شارع نبود هرآينه از اتباع آن ممانعت به عمل مىآورد و روش جديدى را به پيروان خود ارائه مىنموده و اگر روش جديدى را بيان نموده بود حتما به دست ما هم مىرسيده و اگر به ما مىرسيد يا به صورت خبر متواتر بود و يا لااقل به صورت خبر واحد؛چون مقتضى موجود بوده و موانع هم عموما مفقود بوده؛زيرا مسئله يك مسئله سياسى نبوده كه بنا بر پنهانكارى باشد.درحالىكه بوجه من الوجوه و به طريق من الطرق به دست ما نرسيده پس كشف مىكنيم كه روش جديدى نبوده،بلكه همين روش را شارع هم قبول دارد.
مقدمه ديگر،سرچشمه سيرههاى عقلاييه:١.به دستور پيامبرى از پيامبران الهى مردم عملى را انجام دادهاند و ساير انبيا و اوصياى بعدى هم اين روش را ردع نكردهاند و اين عمل براى هميشه باقى مانده است.
٢.به دستور سلطان جائرى مردم به جبر وادار به عملى شدهاند و كمكم اين روش استمرار پيدا كرده و انبياى بعدى هم آن سيره را ردع نكردهاند.
٣.مبدأ سيرۀ عقلا همان عقل فطرى آنان است كه خداوند براساس حكمت كليه به منظور حفظ نظام زندگى به بشر داده و اين امور در فطرت و نهاد افراد بشر خوابيده و وجود دارد و اين احتمال كاملتر و قوىتر از دو احتمال قبلى است.
با حفظ اين دو مقدمه مىگوييم:دليل چهارم از ادلۀ حجيت خبر واحد بناى عقلاى عالم است.
بيان ذلك:از طرفى ما مشاهده مىكنيم كه همۀ عقلاى عالم داراى هر مسلك و مرامى كه باشند چه مادى و يا الهى و با همۀ اختلاف سليقههايى كه دارند همگى به