شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٩٥ - امكان نسخ قرآن
اسمگذارى،آرى،يك تفاوت دارد و آن اينكه تخصيص دو نوع است:
١.تخصيص افرادى مثل اكرم العلماء و لا تكرم الفساق منهم؛
٢.تخصيص ازمانى كه مورد بحث ماست.نسخ همان تخصيص ازمانى را گويند پس نسخ رفع الحكم الثابت واقعا نيست،بلكه رفع الحكم الثابت ظاهرا است.
جواب:ما هم قبول داريم كه حكمى كه نسخ مىشود به خاطر آن است كه مدت آن حكم به پايان رسيده و نيز قبول داريم كه خداوند از اول عالم بوده كه مدت اين حكم فلان قدر است و نه بيشتر و لكن لازمه اين كلام آن نيست كه حكم در واقع از همان اول امر موقت بوده و در مقام انشاى مقيد به اين وقت انشا شده خير حكم مطلق است و مقيد به وقتى نيست دليل مطلب آن است كه احكام شرعيه به نحو قضاياى حقيقيه جعل شدهاند؛يعنى احكام بار شده بر موضوعاتى كه فرض وجود آنها شده بدون اينكه محدود به حدى و مقيد به وقت و زمانى باشد،بلكه شارع مقدس ملاك را كه همان مصلحت يا مفسده است ملاحظه نموده و حكم را انشا كرده به نحو مطلق و بىقيدوشرط.حال اگر مصلحت تا ابد باقى باشد حكم هم تا ابد باقى است و اگر مصلحت از بين برود حكم هم به ناچار از بين خواهد رفت،ولى نفس الحكم كه روز اول انشا شد قابليت داشت كه تا ابد باقى بماند البته اگر مصلحت و ملاك آن استمرار داشت،ولى در سايه علل و عوامل خارجيه آن ملاك رفت لذا حكم را شارع نسخ كرد.
پس حكم به نحو موقت انشا نشده وگرنه بعد الوقت قابليت بقا را نداشت و حال آنكه حكمى كه انشا شده قابل بقا بود الى الابد،ولى ملاكش كه رفت حكم هم رفت.
مثال تكوين:خداوند زيد را آفريد و بعد از ده سال او را اعدام كرد.در اينجا هم از آغاز مىدانست كه زيد پس از ده سال معدوم مىگردد،اما اين به آن معنا نيست كه پس خداوند از اول زيد مقيد به ده سال را آفريد به حيث كه ده سال بودن در خلقت زيد دخيل باشد.خير،خداوند زيد را آفريد،ولى مىدانست كه زيد ده سال ديگر مىميرد.
قوله و من هنا:از بيانات مذكور به خوبى فرق بين نسخ و تخصيص براى شما روشن مىگردد و آن اينكه در باب تخصيص،حكم از همان ابتدا كه انشا شد در واقع مقيد و مخصص بوده،ولى ظاهر كلام مولا عام يا مطلق است و مخاطب مىپندارد كه