شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨٦ - ٤- طريقه تقرير
نتيجه آنكه در عصر غيبت اجماع محصلى در كار نيست.
قوله اذا عرفت هذا:پس از اينكه براساس برهان سبر و تقسيم ثابت كرديم كه بيشتر اجماعات و بلكه همۀ اجماعات محصله در دوران غيبت مفيد فايدهاى نيستند و براى ما كاشف قطعى از رأى معصوم نيست حال مىگوييم:از طرق اربعه مذكوره تنها طريقهاى كه براى انسان كاشف قطعى از رأى معصوم است عبارت است از اجماع دخولى كه متاسفانه مختص به زمان حضور است و بالنسبه به زمان غيبت وجود خارجى ندارد به همان دليلى كه پيش از اين در خصوصيات اجماع محصل ذكر شد.
و اما سه طريقه ديگر هريك مبتلا به اشكالاتى است كه ذيلا به آنها اشاره مىكنيم.
طريقۀ قاعدۀ لطف:اين طريقه اگرچه مورد قبول شيخ طوسى بوده و بدان اعتماد نموده،ولى ما به پيروى از شيخ انصارى و سيد مرتضى و ديگران آن را قبول نداريم و دو اشكال اساسى داريم:
١.از طرفداران اين طريقه سؤال مىكنيم:آيا اصل ظهور امام زمان مهمتر است و يا غيبت آن،ولى بيان حكمى از احكام كه علما در فهم آن به خطا رفتهاند؟پرواضح است كه اصل ظهور مهمتر است به دليل اينكه اگر در بيان حكمى از احكام شرعيه براى يك عده آنهم در يك عصر مصلحت وجود دارد،ولى در ظهور آن حضرت مهمترين مصالح اجتماعات بشرى در ميان است اگر حضرت ظهور مىكرد حكومت واحد جهانى تشكيل مىداد اگر امام ظهور مىكرد عدالت را در سرتاسر گيتى برقرار مىكرد،اگر امام ظهور مىكرد آزادى را كه از حقوق اوليه هر انسانى است به آنها برمىگرداند،اگر امام ظهور مىكرد حقوق بشر را به معناى حقيقى كلمه تحقق مىبخشيد و داد مظلومين را از ظالمين مىگرفت و مفاسد اخلاقى را از اجتماعات بشرى ريشهكن مىكرد و...با اين حال حضرت در پس پرده غيبت نهان است حال اگر قانون لطف اقتضا كند بيان حكمى از احكام شرعيه فرعيه الهيه را به طريق اولى بايد اقتضا كند اصل ظهور آن حضرت را،ولى روى علل و عواملى حضرت غايب است چه اشكال دارد كه بگوييم:همان علل و عوامل كه سبب غيبت امام عصر عليه السّلام شده همانها سبب خفاى حكم الهى بر همۀ فقيهان باشد؟