شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٧٦ - ٢- طريقه قاعده لطف
را تتبع نكرده،بلكه مردم يك شهر يا يك عصر رفتهاند و فتاواى علما را تتبع نموده و تحصيل اجماع كردهاند سپس در حد تواتر آمدهاند و براى اين شخص نقل اجماع كردهاند تا آنجا كه اين شخص يقين كرده كه امام عليه السّلام در ميان مجمعين بوده و لو به شخصه شناخته نشده است.
ويژگىهاى طريقۀ حس از اين قرارند:
١.اجماع دخولى فقط منحصر به زمان حضور امام است و براى دوران غيبت مفيد نيست:«لانه فى ذلك الزمان يجالس الناس و يجتمع معهم فى المجالس فكان يمكن اتفاق جماعة احدهم الامام عليه السّلام على حكم و اما فى زمان الغيبة فهو عليه السّلام لا يعاشر الناس و لا يجتمع معهم فى المجالس فكيف يقطع بكون احدهم الامام عليه السّلام».
٢.در ميان مجمعين بايد افرادى مجهول النسب و ناشناخته موجود باشند،پس اگر همگى معلوم النسب بودند اين طريقه عقيم است به دليل اينكه اگر همه معلوم النسب باشند از دو حال خارج نيست:الف.يا اين است كه يكى از آنها با نام و نشان امام عليه السّلام است كه در اين صورت اجماع ملاك نيست،بلكه همان كلام امام معيار است و داخل در خبر واحد مىشود؛ب.يا هيچكدام از آنان امام عليه السّلام نبوده پس باز هم اجماع فايده ندارد.
٣.مخالفت افراد معلوم النسب و لو تعدادشان خيلى زياد باشد ضررى به حال اجماع ندارد،ولى مخالفت افراد مجهول النسب و لو تعدادشان خيلى كم باشد مضر به حال اجماع است و باعث مىشود كه يقين به دخول معصوم پيدا نشود.
٢.طريقۀ قاعدۀ لطف
مقدمه:در علم كلام در مبحث عدالت و حكمت الهى بحثى را تحت عنوان قانون لطف مطرح مىكنند و در آنجا لطف را اينگونه تعريف مىكنند:«اللطف ما يقرب العبد الى الطاعة و يبعده عن المعصية و لا يبلغ حد الالجاء»؛يعنى لطف عبارت است از هر عاملى كه بندگان را به طاعت پروردگار نزديك مىسازد و زمينه اطاعت را فراهم مىسازد و نيز بندگان را از معصيت الهى دور مىگرداند بدون اينكه در هيچكدام اجبارى در ميان باشد بنابراين،هرآنچه بنده را به خدا نزديك مىكند بايد خداوند