شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٧١ - سؤال دوم
٨.ديگر از مخالفان،حدود سيزده نفر از بزرگان مهاجر و انصار بودند كه خلافت ابى بكر را رد كرده و حجتهاى كافيه و شافيه بر رد آن اقامه نمودند كه از مهاجرين:
خالد بن سعيد بن العاص،سلمان،ابو ذر غفارى،مقداد،عمار ياسر،بريده اسلمى،و از انصار:ابو الميثم بن التيهان،سهل بن حنيف،عثمان بن حنيف،خزيمة بن ثابت ذو الشهادتين،ابىّ بن كعب و ابو ايوب انصارى بودند.
٩.ديگر از مخالفان،مالك بن نويره بود كه به دست خالد بن عقبه كشته شد و داستان او را در اول باب قياس خواهيم آورد.
١٠.مهمتر از همه على بن ابى طالب عليه السّلام و اهل بيت او و طايفۀ بنى هاشم بودند كه از بيعت با ابى بكر امتناع ورزيدند تا اينكه به جبر و عنف آن حضرت را به مسجد بردند و با تهديد و اكراه از او خواستند كه بيعت كند.
١١.ديگر از كسانى تا آخر عمر بيعت نكردند جناب سعد بن عباده رييس قبيله خزرج بود كه در كتاب تنقيح المقال(ج ٢،ص ١٦به دو نكته در رابطه با ايشان اشاره شده است:
يكم.فلسفۀ مخالفت سعد با ابو بكر يكى از دو امر بوده يا او خلافت را براى خود مىخواست و چون به خلافت نرسيد لذا مخالفت كرد و يا خلافت را براى على عليه السّلام مىخواست،ولى احتمال ثانى اقوى است.
دوم.فلسفۀ قتل سعد:اهل سنّت مىگويند:جنيان او را كشتند؛ولى حق آن است كه وقتى سعد بيعت نكرد،او را از مدينه به سرزمين حوران تبعيد كردند و به دستور خليفه دوم در آنجا دو نفر او را ترور كرده و بعد شايع كردند كه او قتيل الجن است!
بنابراين،مسئله بيعت با ابى بكر هم مجمع عليها بين الامة الاسلامية نبود.فلذا هريك از دانشمندان عامة راهى را برگزيده و معيارى را در باب اجماع عرضه كردهاند تا بدينوسيله مدعاى خود را كه مشروعيت خلافت ابى بكر است اثبات كنند و آن معيارها عبارتاند از:
١.مالك بن انس گفته:معيار و ميزان فقط اجماع اهل مدينه است.
٢.بعضى گفتهاند:معيار اجماع اهل مكه و مدينه و كوفه و بصره است؛چون در آن