شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٢٣ - قياس اولويت
چون متكلم بهجاى تصريح به آن تلويحا و تعريضا به آن اشاره كرده است(و لحن:
صرف الكلام عن سنته الجارية بالتلويح است)و نيز قياس اولويت هم مىگويند چون مرتبۀ متوسطه و عاليه اولويت دارد براى ثبوت حكم در آنجا نسبت به مرتبۀ دانيه و نيز قياس جلى هم مىنامند؛زيرا اين دلالت،امرى است كه براى همگان قابل درك است و هركس كه آشناى به لغت عرب باشد اين را مىفهمد،پس اينگونه از دلالتها پنج نام پيدا كرد.
بحث سوم:پنج مثال به تعداد پنج نام:
١.قرآن فرموده است: فَلاٰ تَقُلْ لَهُمٰا أُفٍّ؛ يعنى در مقابل پدر و مادر اف گفتن حرام است.اف گفتن مرحلۀ نازلۀ از اذيت و آزار است و اگر اين مرحله نازله حرام باشد به طريق اولويت قطعيه مراحل بالاتر كه موجب اذيت بيشتر است حرام خواهد بود.پس اين آيه شريفه به مفهوم موافقت دلالت مىكند بر حرمت ضرب،شتم،بيع، نكاح،قتل و...
٢.قرآن فرموده است: فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقٰالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ؛ يعنى هركس به اندازۀ يك ذره كار خير كند پاداش آن را خواهد ديد حال اگر مرتبۀ دانيۀ از خير پاداش دارد پس به طريق اولى كارهاى خير بزرگتر از قبيل نماز،روزه،تحصيل علم،حج،جهاد و...
پاداش متناسب با خودش را خواهد داشت.
٣.قرآن فرموده است: وَ لاٰ يُظْلَمُونَ فَتِيلاً (يا نَقِيراً )؛يعنى به اندازۀ سر سوزنى هم در قيامت به شما ستم نخواهد شد(فتيل آن رشته نازكى است كه داخل شكاف هستۀ خرما وجود دارد در مقابل نقير كه آن رشته نازك پشت هستۀ خرماست).حال اگر به اندازۀ يك سر سوزن به انسان ستم نشود به طريق اولى ظلمهاى بزرگتر انجام نخواهد گرفت.
٤.به دوست صميمى خود مىگويى:به تو اذن دادن كه از سكناى اين منزل استفاده كنى.اين كلام به اولويت قطعيه دلالت دارد بر اذن در تصرف در مرافق دارد،يعنى منافع جزئى آن از قبيل استفاده از شير آب،لامپ برق،وسائل خنككننده وسائل گرمكننده،دستشويى و...كه اين را فقها در اصطلاح خود اذن فحوايى مىگويند.