شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٦٥ - ١٣- اماره طريق است يا سبب؟
تمام خصوصيت مال مخبر عنه و واقع است نه مال خبر و خبر تنها نقش مرآتى دارد؛ يعنى واسطه است در ديدن واقع و رسيدن به واقع.
سؤال:دليل اين سخن چيست؟
جواب:دو دليل دارد:
١.لسان اماره لسان كاشفيت و حكايتگرى از واقع است مثلا خبر واحد صرفا مبين واقع است و در نفس خبر امتيازى نيست.
٢.مهمترين دليل بر حجيت امارات ظنيه عبارت است از بناى قطعى عقلاى عالم و ترديدى نيست در اينكه عقلاى عالم در اعتنا كردن بر خبر واحد به غير از رسيدن به واقع منظورشان نيست و اگر بناى عقلا مستقر شده بر عمل به خبر صرفا به منظور كشف و حكايت است لا غير.
قوله و قد يلتمس:قائلين به سببيت براى مدعاى خود استدلالى هم آوردهاند و آن اينكه از طرفى ادله حجيت امارات كما سياتى بهطور قطع و يقين دلالت دارند بر وجوب اتباع امارات پس به حكم شارع بر ما واجب است كه از امارات متابعت كنيم و از طرف ديگر لا شك در اينكه به عقيدۀ عدليه احكام اللّه داير مدار مصالح و مفاسدى است كه در متعلقات آن احكام،يعنى افعال المكلفين وجود دارد،پس معلوم مىشود كه در نفس اتباع اماره مصلحتى است كه به خاطر آن متابعت اين اماره واجب شده و لو اين اماره مخالف واقع باشد و معناى سببيت هم همين است.جناب مصنف هم اين كبراى كلى را قبول دارد كه احكام الهى داير مدار مصالح و مفاسد است؛يعنى هر فعلى كه در واقع داراى مصلحت ملزمه باشد شارع او را واجب مىكند و هر عملى كه فى الواقع داراى مفسدۀ ملزمه باشد شرع مقدس او را تحريم مىكند،اما مىگويد:لازم نيست مصلحت در خود مؤداى اماره باشد تا شارع اتباع آن اماره را واجب گرداند، بلكه كافى است كه مصلحت تنها مال واقع باشد و غرض از واجب نمودن شارع اتباع اماره را تنها رسيدن به مصلحت واقعيه باشد نه تنها كافى است كه اينطور باشد،بلكه بايد اينچنين باشد؛يعنى الا و لا بد ايجاب اتباع اماره از سوى شارع بر بندگان صرفا به منظور رسيدن به واقع است به دليل اينكه فلسفه جعل امارات و حجت كردن امارات