شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٢ - ب اعتبار عدم ظن به خلاف
و ظن از اين ظاهر پيدا شده،يعنى چون اين كلام ظهور دارد پس مفيد ظن است و همين استلزام سبب آن پندار باطل شده،پس مقوم ظهور ظاهر چيست؟مىفرمايد:
مقوم ظهور عبارت است از كاشفيت ذاتيه كلام از مراد متكلم،يعنى كلام طورى باشد كه از شانس آن است كه براى شنونده افاده كند ظن به مراد را و لو بالفعل براى اين شخص مفيد ظن نباشد پس مناط و معيار افادۀ ظن نوعى است نه شخصى.
الا ترى:شاهد مطلب:ما مىبينيم كه عند العرف موالى بر عبيد به همين ظاهر كلمات احتجاج مىكنند و به عذر و بهانۀ عبد اعتنا نمىكنند كه او بگويد من احتمال خلاف مىدادم و چنين ظنى براى من به وفاق پيدا نشد.
دليل مطلب:اگر مناط و معيار ظن شخصى و فعلى باشد نه ظن نوعى،لازمهاش آن است كه هر كلامى در آن واحد نسبت به يك دسته حجت و واجب الاتباع باشد،چون نزد آنها مفيد ظن هست،و نسبت به دسته ديگر حجت نباشد،چون مفيد ظن فعلى نيست و اين تالى فاسدى است.لا يلتزم به بل لا يتوهمه احد،حتى خود مرحوم كلباسى.
و من البديهى:بهطور كلى در ما نحن فيه سه صورت متصور است:
١.مناط ظن نوعى باشد و اگر براى شخص هم ظن فعلى نياورد موظف است عملش را طبق نوع قرار دهد.
٢.مناط ظن شخصى باشد پس براى هركسى كه افادۀ ظن فعلى كرد اتباع بر او واجب است و براى هركسى كه مفيد ظن فعلى نبود اتباع لازم نيست.
٣.مناط ظن فعلى باشد منتهى به اين صورت كه اگر براى همۀ مردم بدون استثنا كلام مفيد ظن فعلى بود در حق همگان حجت است و اگر تنها براى يك عده مفيد ظن فعلى نبود و لو براى ديگران باشد اين ظاهر در حق هيچكدام حجيتى ندارد.صورت ثانيه را كه گفتيم،احدى ملتزم نشده،صورت ثالثه هم كه به طريق اولى باطل است چون مستلزم اختلال نظام زندگى و مستلزم تعطيل شدن اكثر تكاليف خواهد شد و لا اظن ان يتوفه به احد فتعين الصورة الاولى كه مناط افادۀ ظن نوعى باشد.
ب.اعتبار عدم ظن به خلاف
آيا در اين تبانى عملى عقلا بر اخذ به ظواهر معتبر است كه سامع ظن فعلى به خلاف