شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٤٠ - وجه حجيت ظواهر
اصولى و چه اخبارى،منتهى برخى از علما ظواهر را مطلقا حجت مىدانند و برخى ديگر در عموميت اين مطلب ترديد دارند و لذا خصوصياتى را عنوان نموده و قائل به تفصيل شدهاند كه روىهمرفته ٥ تفصيل را جناب مصنف مىفرمايند:چهار تفصيل در رابطه با عموميت مقدمۀ اولى استدلال است و يك تفصيل مربوط به تعميم مقدمۀ ثانيه است كه عبارتاند از:
١.آيا اين بناى عقلاييه مشروط به اين است كه ظاهر كلام مفيد ظن فعلى به مراد متكلم باشد يا خير؟جناب كلباسى صاحب اشارات فرموده است:اگر ظواهر مفيد ظن فعلى به وفاق باشند حجيت دارند و الا فلا،در مقابل،مشهور فرمودهاند:ظن فعلى ملاك نيست،بلكه ظن شأنى يا نوعى ملاك است.
٢.آيا اين بناى عقلاييه مشروط است به اينكه مخاطب ظن فعلى به خلاف ظاهر پيدا نكند يا خير؟در اين بخش هم جناب كلباسى كه از معاصرين شيخ انصارى رحمه اللّه بوده فرموده است:برفرض كه حجيت ظواهر مشروط به افادۀ ظن فعلى به وفاق نباشد اما مشروط به عدم ظن فعلى به خلاف ظاهر است وگرنه حجت نخواهد بود، در مقابل بعضى از علما به نحو مطلق اين سخن را مردود دانسته و بعضى ديگر مانند مرحوم مظفر قائل به تفصيل هستند.
٣.آيا اين بناى عقلاييه مشروط است به اينكه اصالة عدم القرينه را جارى كنيم يا خير؟در اين قسمت هم طرف بحث مرحوم شيخ انصارى و مرحوم آخوند خراسانى و مرحوم مظفر هستند.
٤.آيا اين بناى عقلاييه در اخذ به ظواهر تنها مختص به مقصودين بالافهام است يا اينكه شامل غير مقصودين بالافهام نيز مىشود؟در اين قسمت مرحوم ميرزاى قمى تفصيل داده بين مقصودين بالافهام و غير مقصودين و فرموده ظواهر كلمات تنها در حق دستۀ اول حجت است دون الثانى،ولى ديگران قائل به تعميم هستند.
٥.آيا اين بناى عقلاييه نسبت به كليه ظواهر حتى ظواهر قرآن حجيت دارد و واجب الاتباع است يا خير؟در اين مرحله طرف بحث اخباريين هستند،آنها مىگويند ظواهر كلمات ساير متكلمين و نيز ظواهر كلمات معصومين عليهم السّلام در حق ما