شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٢٨ - ٧- حجيت علم ذاتى است
ينتهى الى ما بالذات و آن امرى كه حجيت ذاتى اوست چيزى غير از علم نيست فثبت المطلوب كه مناط حجيت هر حجتى علم است و بالاتر از علم چيزى نيست.
٧.حجيت علم ذاتى است
در مطلب ششم دانستيم كه حجيت امارات ظنيه ذاتى آنها نيست،بلكه عرضى بوده و متكى به علم هستند و هر امارهاى كه دليل قطعى بر حجيت و اعتبار آن قائم شده باشد پس آن اماره حجت و واجب الاتباع است(مثل خبر واحد ثقة)و هر امارهاى كه دليل قاطع بر حجيت آن نداريم خواه دليل قاطع بر عدم اعتبارش داشته باشيم مثل قياس و يا دليل قطعى بر نفى يا اثبات نداشته باشيم مثل شهرت،آن اماره در حق ما حجت نخواهد بود پس قوام حجيت امارات به علم است.
حال در مطلب هفتم بحث در اين است كه آيا حجيت خود علم ذاتى اوست و يا علم هم حجيتش عرضى بوده و محتاج به تكيهگاه است؟به اعتقاد مصنف،حجيه علم ذاتى اوست و به جاى ديگر منتهى نمىشود پس محور بحث ما ذاتى بودن حجيت علم است كه بايد با دليل آن را ثابت كنيم و لكن پيش از ورود در اين بحث مقدمهاى را ذكر نموده و در آن سه اصطلاح عنوان بحث را معنا مىكنيم:
١.كلمه علم ٢.كلمه ذاتى بودن ٣.كلمه حجيت.
علم:منظور از علم و يا به اصطلاح متداول اصوليين منظور از قطع عبارت است از مطلق اعتقاد جازم و به دور از هرگونه ترديد و احتمال خلاف چه اين اعتقاد مطابق واقع باشد و يا نباشد كه جهل مركب نام دارد و در صورت مطابقت هم چه اين اعتقاد استدلالى باشد كه با تشكيك مشكك زايل نمىشود و نامش يقين است و خواه تقليدى باشد كه با تشكيك مشكك زايل مىگردد ملاك اعتقاد جازم است از هر راهى كه پيدا شود.
ذاتيت:منظور از ذاتى بودن حجيت علم آن است كه حجيت از ذات القطع سرچشمه مىگيرد و از دامان خود علم مىجوشد و علم فى نفسه واجد اين صفت است نه اينكه حجيت از خارج به او داده شود،مثل علم و ظن در نظام حجيت مثل واجب الوجود و ممكن الوجود است در نظام وجود و هستى؛يعنى همان گونه كه