شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ٣٩٥ - امر دوم قاعده ثانويه در متعادلين
مىتوانى بدان اخذ كنى تا زمانى كه به محضر امام زمانت برسى و حديث را بر او عرضه كنى و صحتوسقم آن را دريابى.
كيفيت استدلال:از اين حديث هم طرفداران تخيير،قول به تخيير را استظهار نمودهاند چون حديث دارد فموسع عليك،يعنى آزادى و دستت باز است به هريك خواستى اخذ كن و هو معنى التخيير منتهى دلالت اين حديث بر تخيير مطلق است كه به واسطه روايات داله بر ترجيح كه در باب مرجحات خواهد آمد تقييد مىخورد.
جناب مظفر به دلالت اين حديث بر تخيير دو ايراد مىگيرند:
الف.اولا حديث در موردى وارد شده كه راوى تمكن از ملاقات امام داشته،يعنى در زمان حضور معصوم بوده چون دارد حتى ترى القائم فترد عليه و شمول آن نسبت به دوران غيبت كه مفيد به حال ماست معلوم و قطعى نيست؛زيرا رخصت در تخيير براى يك ساعت و يك روز و خلاصه مدت كوتاه دليل آن نمىشود كه براى هميشه و ما دام العمر اين رخصت باشد خير شايد براى همان يكبار و دو بار بوده.
ب.و ثانيا اين حديث ظهور در فرض تعارض ندارد،بلكه داراى دو احتمال است:
١.يحتمل مربوط به فرض تعارض باشد تا دليل بر تخيير در مسئله اصوليه باشد و يحتمل مربوط شد به بيان حجيت حديث،يعنى امام عليه السّلام در مقام بيان حجيت خبر ثقه است و ربطى به تخيير در باب متعارضين ندارد و اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.
ان قلت:پس معناى«موسع عليك»چيست؟
ان قلت:معنايش اين است كه تو مجاز هستى به حديث ثقه اخذ كنى،يعنى خبر ثقه حجت است ذكر ملزوم كرده و ارادۀ لازم نموده.
ان قلت:اگر خبر ثقه حجت است و حديث مربوط به آن است بايد بگويد:يجب عليك الاخذ به نه اينكه فموسع...
قلت:در پايان مبحث سيره گفته شد كه در باب حجيت رخصت و اجازه مستلزم وجوب اخذ است.
ان قلت:اگر حديث در مقام بيان حجيت خبر ثقه است پس چرا غايت براى آن ذكر كرده و فرموده حتى ترى القائم فترد عليه؟مگر نه اين است كه حجيت خبر ثقه مغيا به