شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٨٩ - اجماع منقول
هم به مجتهدين گرام ارجاع دادهاند با آنهمه اختيارات وسيعى كه يك فقيه جامع الشرائط دارد با همه اينها ديگر ما چه دليل داريم كه اگر امام عليه السّلام ببيند عدهاى خطا مىكنند تعليم حكم بر او واجب باشد؟
نتيجه نهايى:در دوران غيبت امام عليه السّلام از راه اجماع محصل هرگز نتوان قطع به رأى معصوم حاصل كرد پس اجماع محصل حاصلى ندارد.
اجماع منقول
بهطور كلى اجماع بر چهار قسم است:
١.اجماع محصل قطعى،
٢.اجماع محصل ظنى،
٣.اجماع منقول به خبر متواتر،
٤.اجماع منقول به خبر واحد.
اجماع محصل قطعى آن است كه شخص مجتهد تمام اقوال و فتاواى فقها را تتبع كند تا جايى كه از راه اين تتبع آراء قطع به قول معصوم پيدا كند اعم از اينكه به طريقۀ اجماع دخولى باشد يا طرق ديگر.اجماع محصل ظن آن است كه شخص مجتهد اقوال فقها را تتبع كند تا حدى كه برايش ظن به قول معصوم پيدا شود.اجماع منقول به خبر متواتر آن است كه خود مجتهد زحمت نكشيده و فتاواى مجتهدين را تتبع نكرده بلكه عده زيادى از فقها در حد تواتر تلاش نموده و فتاواى علما را تحصيل كردهاند آنگاه براى مجتهد ديگر محصول تلاش خويش را ابلاغ كردهاند و هريك جداجدا به او گفتهاند:هذه المسأله اجماعيه يا اجمع الفقهاء على كذا...
اجماع منقول به خبر واحد آن است كه يك يا چند نفر از فقها زحمت كشيده و فتاواى علما را تتبع كردهاند و براى مجتهد بعدى محصول كار خود را نقل و گزارش نمودهاند مثلا شيخ طوسى تحصيل اجماع كرده و سپس در جلسۀ درس فرموده است:
اجمع الفقهاء على ان الماء القليل يتنجس بالملاقات،چنين اجماعى بالنسبه به ناقل كه شيخ طوسى باشد اجماع محصل است و بالنسبه به منقول اليه كه شاگردان درس باشند اجماع منقول ناميده مىشود و بحث ما در رابطه با همين قسم است و خود اين قسم