شرح اصول فقه - محمدى، على - الصفحة ١٣٥ - آيه سوم آيه حرمت كتمان
الا يلزم لغويت وجوب اجتهاد و باز لا فرق كه اين فتوا براى مردم يقينآور باشد يا نباشد آنها موظفاند به اين فتوا عمل كنند.
آيه سوم.آيه حرمت كتمان
سومين آيهاى كه براى حجيت خبر واحد بدان استدلال شده عبارت است از آيۀ كريمۀ حرمة الكتمان،خداوند در سورۀ بقره آيۀ ١٥٩ مىفرمايد: إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مٰا أَنْزَلْنٰا مِنَ الْبَيِّنٰاتِ وَ الْهُدىٰ مِنْ بَعْدِ مٰا بَيَّنّٰاهُ لِلنّٰاسِ فِي الْكِتٰابِ أُولٰئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللّٰهُ وَ يَلْعَنُهُمُ اللاّٰعِنُونَ؛ ترجمه:آن كسانى كه دلايل روشن و وسائلى هدايتى را كه ما نازل كردهايم پس از آنكه براى مردم بيان ساختيم كتمان مىكنند خداوند آنان را لعنت مىكند و همه لعنكنندگان نيز آنها را لعن و نفرين مىنمايند.
كيفيت استدلال:خداوند در اين آيه شريفه كتمان حق را تحريم نموده به قرينه يَلْعَنُهُمُ اللّٰهُ وَ ...كه لعن ظهور در حرمت دارد آنهم لعن خدا و لعن تمام لاعنين كه با الف و لام آمده و جمع كذايى مفيد عموم است و وقتى كه كتمان حق حرام شد پس بالملازمة البينة بالمعنى الاخص اظهار حق واجب مىگردد و هنگامى كه اظهار بر عالمان واجب شد پس بالملازمة العقلية البرهانية قبول هم بر غير عالم واجب خواهد بود،به دليل اينكه اگر كتمان حرام شد و اظهار واجب گردد،ولى قبول الحق واجب نباشد لازم مىآيد كه جعل التحريم للكتمان و جعل الوجوب للاظهار لغو و عبث باشد چون فايدهاى برآن مترتب نيست و خداوند حكيم كار عبث و بيهوده انجام نمىدهد و ما كنا لاعبين ،يعنى ما بازيگر و عبثكار و بيهودهكار نيستيم از اين بيانات نتيجه مىگيريم كه اظهار مظهرين و اخبار دانايان در حق ناآگاهان حجت و لازم القبول است و هذا معنى حجية قول المخبر.
ان قلت:شايد وجوب القبول مخصوص به مواردى باشد كه از اين اظهار علم حاصل شود،يعنى اظهار به حد تواتر اگر رسيد كه مفيد علم است قبول واجب مىگردد و الا فلا پس آيه به درد حجيت خبر واحد نمىخورد چونكه اذا جاء الاحتمال بطل الاستدلال.
قلت:همان گونه كه در آيۀ شريفه نفر عنوان كرديم در آيه مباركۀ كتمان هم تبيين